گفت‌وگو با شهاب‌الدین طباطبایی؛ رفیق کلاغ

گپی با شهاب‌الدین طباطبایی، به مناسبت انتشار مجموعه داستانش، «رفیق کلاغ» – هر چه بر سر آدم‌ها آمده از دروغ است

گپی با شهاب‌الدین طباطبایی، به مناسبت انتشار مجموعه داستانش، «رفیق کلاغ» – هر چه بر سر آدم‌ها آمده از دروغ است

نویسندۀ کتاب، نویسندۀ نام‌آشنایی در حوزۀ ادبیات داستانی نیست. منظورم آقای شهاب طباطبایی است. ولی داستان‌های کتاب، خیلی زود با مخاطب، از آشنایی اولیه، به دوستی نسبتا صمیمی تبدیل می‌شوند. منظورم کتاب «رفیق کلاغ» است. دربارۀ این کتاب با نویسندۀ آن گپی زدیم که با هر دویشان از زبان خودمان و خودشان بیشتر آشنا شویم.

بعضی‌وقت‌ها آدم برای اینکه رد گم کند باید پیرکلاغ را بنشاند جای جوان. این نشانه‌ها خوبی‌اش این است که مخاطب جوان زودتر می‌فهمدش.

گفت‌وگو با شهاب‌الدین طباطبایی

واقعیت این است که نویسنده یک جاهایی ردی از خودش می‌گذارد یعنی من الان ساده‌ترین داستان را هم بنویسم مخاطب اگر سابقه مرا بداند، می‌گردد که ردی از یک موضوع سیاسی پیدا کند توی آن. من نه می‌گویم این خوب است نه می‌گویم بد است.

گفت‌وگو با شهاب‌الدین طباطبایی

بعضی‌وقت‌ها ما حس می‌کنیم یک جای کار می‌لنگ ولی یا جرات نمی‌کنیم چیزی بگوییم یا شک داریم یا امیدواری بیش از حد داریم که این، این‌جوری نیست این را درست کنید. یادآوری می‌تواند کمک کند جلو یک چیزی را بگیریم.

گفت‌وگو با شهاب‌الدین طباطبایی

منبع  : مجله 40چراغ

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *