گسست روایی در «پل»؛ فراموشی اصل قصه در حاشیه‌پردازی‌ها

18 بهمن 1404

فیلم «پل» ساخته محمد عسگری که در بخش مسابقه چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر حضور دارد از منظر موضوعی، خود را در زمره آثاری قرار می‌دهد که تلاش دارند نمایی انسانی از جنگ را در جغرافیای نمادین پل خیبر به تصویر بکشند. با این حال، مواجهه منتقدانه با این اثر، فراتر از بررسی نیت اولیه، ما را به واکاوی شکافی قابل تأمل رهنمود می‌کند، شکاف میان ایده مرکزی جذاب و اجرایی که در دام گسست روایی و فقدان عمق شخصیت‌پردازی گرفتار می‌آید. این نوشتار با اتکا به نقدی ساختارگرا و با توجه به چارچوب‌های رایج در تحلیل سینمای دفاع مقدس به ارزیابی این فیلم می‌پردازد و کاستی‌های آن را نه صرفاً به عنوان ضعفی در یک اثر منفرد که به مثابه نشانه‌ای از برخی بن‌بست‌های تکراری در این ژانر سینمایی تفسیر می‌کند. 

hیده محوری فیلم بر دوش قصه خانوادای است که پسرش را در جنگ از دست داده و اکنون برادر دیگر، «موسی»، برای یافتن او راهی جبهه شده است. این نقطه آغاز، ظرفیت قابل توجهی برای خلق درامی انسانی و درون‌نگر دارد؛ روایتی که می‌تواند فراتر از صحنه‌های نبرد، جست‌وجوی معنا، امید و تسکین در میان ویرانه‌های جنگ را دنبال کند. پژوهش‌های علمی نیز بر این اصل تأکید دارند که جذابیت واقعی سینمای دفاع مقدس، نه در صحنه‌های پرهزینه نظامی که در تمرکز بر روابط و شخصیت‌های انسانی است. با این حال، فیلمنامه «پل» در ادامه مسیر به طرز چشمگیری از این پتانسیل غنی چشم می‌پوشد. 

همان‌گونه که اشاره شد روایت اصلیِ جست‌وجو به کلی به حاشیه رانده می‌شود و در انبوهی از روایت‌های فرعیِ به ظاهر بی‌ربط گم می‌گردد. این گسست ساختاری، منجر به فقدان ریتمی یکدست و پایان‌بندی قانع کننده می‌شود. 

منبع  : خبرگزاری میزان

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *