تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۵/۰۸ ساعت ۱۸:۰۵

«گسترش جنگ و گشایش جبهههای جدید یا حوادثی غیرعمد و شاید هم تاکتیکهایی تازه در میدان» کدامیک میتواند تحولات نظامی اخیر در منطقه غرب آسیا و پیرامون ایران را از دریای خزر تا تنگه هرمز و خلیج فارس، توصیف کند؟ هفتهای که در آن اوکراین، کشتی تجاری ایران را در دریای خزر هدف قرار داد و عربستان سعودی و آمریکا مقر نیروهای حشدالشعبی را در عراق. این حملات در شرایطی که مناقشه نظامی ایران و آمریکا در یکی از مبهمترین مقاطع خود قرار دارد و تبادل آتش میان طرفین همزمان با تبادل پیامهای دیپلماتیک صورت میگیرد، شرایط را از منظر سیاسی و نظامی پییچده ساخته است. اینکه آیا فشار بر ایران با گسترش جبهههای درگیری افزایش خواهد یافت یا این اقدامات صرفا برای فشار سیاسی بیشتر و گرفتن امتیاز مذاکراتی است، چندان روشن نیست اما قدر مسلم آن است که تداوم سرایت آتش جنگ به بخشهای دیگر منطقه و حتی جهان نمیتواند، شرایط بازگشت به صلح را تسهیل کند، از آن رو که برای هر یک از طرفهای درگیر در این مناقشه، شرایط متفاوتی از منافع، انتظارات و خطوط قرمز حکمفرماست که امکان اتخاذ تصمیماتی متفاوت و غیرقابلپیشبینی را افزایش میدهد. در حال حاضر و در میانه درگیریهای شبانه ایران و آمریکا و نیز تلاش میانجیها برای کاستن از شدت تنش، «رحمان قهرمانپور» کارشناس موضوعات آمریکا، معتقمانداز پیشروی جنگ و اینکه آیا باید منتظر جنگ تمامعیار در جغرافیای منطقه و یا حتی فراتر از آن باشیم یا این اقدامات آخرین فشارها پیش از رسیدن به راهحل دیپلماتیک است، گفت: فعلاً به نظر میرسد که هم ایران و هم آمریکا به این جمعبندی رسیدهاند که هر دو مسیر، یعنی هم دیپلماسی و هم درگیری، را بهطور همزمان پیش ببرند. در این زمین بازی، هر دو طرف تلاش میکنند از همه توانمندیهای خود استفاده کنند تا طرف مقابل را وادار به امتیاز دادن کنند. وی افزود: از این رو، سخنی که آقای ترامپ دیروز مطرح کرد و گفت که «این دفعه نوبت ماست»، بهخوبی نشان میدهد که حتی در داخل کاخ سفید نیز این باور وجود دارد که همچنان باید مسیر دیپلماسی به موازات مسیر اقدام نظامی ادامه پیدا کند. این مسئله احتمال فرسایشی شدن درگیری کنونی را افزایش میدهد.
