
اقتصاد۲۴-اخبار را که دنبال میکنید حداقل یک هفته در میان گروهی از کارگران در گوشهای در اعتراض به حقی که از آنها ضایع شده است، تجمع کردهاند. یکبار قراردادهای بیپایه و اساس، بار دیگر ناامنی شغلی، یکبار دیگر حقوقهای عقبافتاده و بیمههایی که رد نمیشود و هزار و یک دلیل دیگر که آنها را به ستوه آورده است. باوجوداین، اما صدای مطالبهگری آنها آنچنان که باید شنیده نمیشود. اما چرا؟ براساس آخرین گزارش مرکز پژوهشهای مجلس از وضعیت تشکلهای کارگری در ایران، مستقل نبودن تشکلها در کنار بحران نمایندگی در این جمعهای کارگری با ناامنی شغلی و مهارتی در بازار کار دستبهدست هم داده تا قدرت ساختاری چانهزنی کارگران کاهش پیدا کند.
وقتی حرف از تقویت تشکلهای کارگری به میان میآید، بعضی تصور میکنند که قرار است تعارض منافع بین کارفرما و کارگر بالا بگیرد و بعد الزاماً کارگر با آگاه شدن به حقوقی که از او ضایع شده، علیه کارفرما دست به شورش بزند. البته این تصور که از دل درسنامههای جامعهشناسی بیرون آمده، میتواند بخشی از سازوکار یک تشکل باشد، اما این همهٔ ماجرا نیست.
به گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، امروزه پژوهشهای متعددی نشان میدهد که تقویت تشکلهای کارگریعلاوهبر سویههای مثبت انسانی، اگر در راستای توازن قدرت و حقوق بین کارگران و کارفرمایان در محیط کار تعریف شود، به توسعه و افزایش بهرهوری واحدهای تولیدی، صنعتی و خدماتی میانجامد. همچنین تشکلیابی کارگران و نظام تصمیمگیری مشترک برخاسته از آن، با به رسمیت شناختن صدای کارگران و ارائهٔ مجاری رسمی و قانونی به آنها برای بیان نگرانیهایشان، مانع از جذب آنها توسط رهبران پوپولیست و احزاب راستگرای افراطی میشود. علاوهبراین، نظام تصمیمگیری مشترک میتواند همکاری مدیریت و نیروی کار را در وضعیتهای بحرانی جامعه، تسهیل کند.
