محسن پاك نيت
نخستین جشنواره و نمایشگاه بینالمللی بازیهای رایانهای تهران از روز پنجشنبه ۸ اردیبهشت سال جاری در مرکز همایشهای برج میلاد تهران برگزار شده و تا تاریخ ۱۲ اردیبهشت ادامه خواهد یافت. بازدید از این نمایشگاه هر روز از ساعت ۱۰ صبح تا ۸ عصر برای عموم آزاد بوده و هزینهای نیز از علاقهمندان به بازدید از جشنواره دریافت نمیگردد.
این نمایشگاه و جشنواره به همت دکتر “بهروز مینایی” مدیرعامل بنیاد ملی بازی های رایانه ای، “حمید شاه آبادی” معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، “علیرضا مخبر دزفولی” دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی و حجت الاسلام و المسلمین دکتر “حمید شهریاری” دبیر شورای عالی اطلاع رسانی کشور بر پا شده و شهرداری تهران و بنیاد ملی بازیهای رایانهای میزبانان اصلی بازدید کنندگان آن به شمار میروند.

وب سایت جشنواره به آدرس http://www.irgf.ir
مطلبی که در ادامه مطالعه خواهید کرد، گزارش اختصاصی از این نمایشگاه برای مخاطبین عزیز مجله اینترنتی گویا آیتی است که در روز جمعه مورخ ۱۳۹۰/۲/۹ برای شما تهیه شده است. لطفا با ادامه این مطلب با ما همراه باشید. در تمام طول این نوشته با کلیک بر روی تصاویر میتوانید تصویر را در سایز بزرگتر مشاهده کنید.
به نام خدایی که بازی زندگی را اوّل بار، او آغاز کرد
چند روز قبل از شروع جشنواره، خبر برگزاری این نمایشگاه رو از طریق گودر خوندم. به نظرم رسید که میشه از این نمایشگاه یه گزارش تصویری و صوتی خوب گرفت. گزارشی که علاقهمندان بازی حتما بهش توجه نشون میدن. مخصوصا دوستان شهرستانی که شاید فرصت نکنن این وقت از سال برای بازدید از نمایشگاه به تهران بیان. گزارش صوتی رو برای رادیو گویا ۷ و گزارش تصویری رو برای نوشتن توی مجله اینترنتی گویا آیتی در نظر داشتم به همین خاطر طوری برنامهریزی کردم که بتونم جمعه توی جشنواره شرکت کنم و مطالب رو برای دوشنبه آماده کنم.
ساعت ۱۳:۳۰ بعد از ظهر ماشین رو سوار شدم و بدون نگرانی از اینکه وارد محدوده طرح میشم (چون جمعهها طرح برقرار نیست) راه افتادم به سمت محل برگزاری جشنواره. توی مسیر، مسعود و هادی و مهرداد رو سوار کردم و رفتیم به سمت برج میلاد تهران. مسیر تا ورودی سالن همایشهای برج خیلی خلوت بود و من گاز ماشین رو گرفته بودم، البته طوری رانندگی میکردم که قوانین رو زیر پا نذارم و جریمه نشم.
اما چشمتون روز بد نبینه، وقتی رسیدیم به ورودی پارکینگ جشنواره، ترافیک عجیب و غریبی جلومون بود. البته نه به خاطر حضور میلیونی مردم، بلکه به این خاطر که مأمورین راهنمایی و رانندگی و انتظامات برج، یکی از ۲ مسیر موجود برای ورود به پارکینگ رو بسته بودن و تمام ماشینها (چه اونهایی که میخواستن وارد پارکینگ بشن و چه اونهایی که خارج میشدن) از اون یکی مسیر که یه خیابون ۲ لاینه و باریک بود عبور میکردن.
اونجا یه گلوگاه ترافیکی ناجور ایجاد شده بود طوری که چند دقیقه جلوی ماشینهای ورودی رو میگرفتن تا خروج راحت باشه و چند دقیقه بعد عکس این کار رو انجام میدادن. به هر حال یه نیم ساعتی آفتاب به سر و صورت ما خورد و کلاچترمز کردیم تا تونستیم ماشین رو ببریم توی پارکینگ محوطه باز سالن پارک کنیم.
وقتی وارد سالن شدیم، توی طبقه منفی ۵ بودیم و باید ۵ طبقه میرفتیم بالا تا به طبقه همکف برسیم. آسانسورها واقعا شلوغ بود و حساب کردیم که اگر پیاده بریم سریعتر میرسیم. موقع پیاده بالا رفتن از ۵ طبقه، من که معنای واقعی فاصله طبقاتی رو متوجه شدم و وقتی نفس نفس زنان رسیدیم به طبقه همکف، جمعیت نسبتا خوبی توی سالن بود.
البته اونجا هم، فاصله طبقاتی مشخص بود چون وقتی ما رسیدیم به طبقه همکف، یه همچین چیزی جلوی چشمامون سبز شد !!!

نمای ۳۰ درصد برج میلاد از زیر پایه برج
البته این چیزی که شما دارید میبینید، فقط ۳۰ درصد از اندازهی واقعی برج میلاده. چون دوربین من (Canon Power-Shot A3000 IS) دیگه توانایی عکس پانورامای عمودی گرفتن از پایه و کل برج رو نداشت و همین عکس، بهترین تصویری بود که میتونستم توی اون موقعیت براتون بگیرم تا بدونید وقتی از محوطه راهپله اومدیم بیرون و وارد فضای باز شدیم، با چه غول عظیمالجثهای رو به رو شدیم. ما در مقابلش مثل یه مورچه در مقابل درخت سرو بودیم !!!
باقی تصاویری که توی این پست میبینید هم، همگی با استفاده از همین دوربین گرفته شده که البته من تمامی عکسها رو بین ۲۰تا ۳۰ درصد کوچیک کردهام و بخشهای اضافی رو هم حذف کردم و کیفیت تصویربرداری هم ۸ مگاپیکسلی بوده. اگر تمایل دارید تصاویر رو در اندازه اصلی بگیرید به گویا آیتی یه ایمیل بزنید (gooyait@gmail.com) تا تصاویر رو براتون بفرستم.

Canon-Power-Shot-A3000-IS
بعد از کمی پیادهروی و ورود به سالن اصلی، اولین چیزی که جلب توجه میکرد، بنر جشنواره بود که درست در کنار درب ورودی قرار داشت. البته من که نفهمیدم این تصویر چه جوری مفهوم یه جشنواره بینالمللی بازیهای رایانهای رو تداعی میکنه چون تصویر بیشتر شبیه یه کودک دبستانیه که روز اول آغاز دوران تحصیلش رو میخواد شروع کنه و یه کولهپشتی پر از فندق و پسته هم روی دوششه!!!

بنر جشنواره
درست رو به روی ما روی دیوار بالای سر قسمت پذیرش و اطلاعات، این تابلو خودنمایی میکرد که بهترین شاهد و گواهی برای این بود که بگیم ما رفتیم به مرکز همایش های برج میلاد تهران. پس فوری ازش یه عکس گرفتم که بعدها واسهی نوههام تعریف کنم که منم رفتم به سالن همایش های برج میلاد تهران !

مرکز همایش های برج میلاد
دیگه از اینجا به بعد بود که گشت و گذار ۴ ساعتهی ما در جشنواره و نمایشگاه شروع شد. در سمت راست و چپ ما غرفههای فراوونی وجود داشت که به دور سالن اصلی همایش که یه سالن مستطیلی شکل بود پیچیده بودن و راهروها مملو از بازیخورها و گیمرها و بازی سازها و گزارشگرها و منتقدین و بچهها و خانوادههاشون بود.
اولین چیزی که توجه منو جلب کرد این بود که تنها شرکت تولیدکنندهی لپتاپ که در این نمایشگاه حضور داشت، شرکت Asus بود که ۴ تا غرفه رو در اختیار داشت و توی ۲ تا از غرفهها، سختافزارهای مربوط به بازی بالأخص مادربوردهای (Motherboard) مخصوص Game رو برای نمایش گذاشته بودن و تعدادی PC با Caseهای شیشهای هم بود که بازیخورها داشتن بازیهای مختلف رو با اون مادربوردها امتحان میکردن. توی ۲ غرفهی دیگه هم لپتاپهای سری N که مخصوص مولتیمدیا (Multimedia Series) و لپتاپهای سری G که مخصوص بازی (Gaming Series) بودن رو برای نمایش و امتحان کردن قرار داده بودن.
عجیبترین چیزایی که من در غرفه Asus دیدم مادربوردی با ۱۹ پورت USB بود که ۱۰ تا پورت USB3 و ۹ تا پورت USB2 داشت!!! آخه کسی نیست به من بگه ۱۹ تا پورت USB روی یه مادربورد به چه دردی میخوره؟ علاوه بر این ۴ تا پورت ساتا ۶ گیگابیتی و ۴ تا پورت ساتا ۳ گیگابیتی و ۲ تا پورت eSATA هم داشت!!!
لپتاپ مدل G73 JW 3D با پردازنده ۳ گیگاهرتزی Core i7 و ۸ گیگابایت رم DDR3 و کارت گرافیک ۲ گیگابایتی و صفحه نمایش ۳ بعدی با عینکهای بیسیم هم واقعا معرکه بود و پشتش نشستن و Need For Speed Hot Persuit 2 بازی کردن خیلی بهمون چسبید!
اما اصل ماجرا تو غرفه اسوس، داستان گاو خشمگین ایتالیایی و قهرمانش یعنی Lamborghini Murcialago LP640 بود که در Eee PC VX6 تجلی کرده بود و زیبایی، قدرت و سرعت مورشیهلاگو رو میتونستید توی این لپتاپ ببینید. البته خبری از غرش وحشتناک موتور لامبورگینی توی این لپتاپ نیست و بهتون قول میدم ذرهای صدا از این Eee PC نخواهید شنید. من که واقعا عاشقش شدم اما منتظرم تا VX7 که علیرضا زارع چند روز پیش برامون معرفی کرد به ایران بیاد و از ۱۶ گیگابایت رم DDR3 و کارت گرافیک ۳.۷ گیگابایتیش براتون تصویر وگزارش بگیرم.
جالب اینجا بود که ما هیچ محدودیتی برای استفاده و امتحان کردن این غولهای سختافزاری نداشتیم و خیلی راحت تونستیم با این تجهیزات کار کنیم و پشت فرمون لامبورگینی بشینیم و در جاده های ارتباطات و فناوری اطلاعات تخت گاز بریم!!!
از غرفه اسوس که بگذریم (خداییش کار سختیه چون من عاشق تکنولوژیهای این برترین تولیدکننده مادربورد و سومین تولیدکننده لپتاپ دنیا هستم) باقی نمایشگاه هم نکات و ویژگیهای جالبی داشت.
مثلا این که توی اسم جشنواره عبارت “بینالمللی” ذکر شده اما من بهتون قول میدم که این جشنواره مطلقا بینالمللی نیست و همه چیز کاملا ملّی هستش. نه خبری از غرفههای خارجی و شرکتهای خارجی و بازیهای خارجی هست و نه خبری از بازدید کنندههای خارجی. آخه من همش به این فکر بودم که برای زرق و برق دار شدن رادیوی این هفته، یه گزارش به زبان انگلیسی از بازدیدکنندهها یا غرفههای خارجی هم بگیرم که حتی ۱ موجود زندهی غیر ایرانی هم توی نمایشگاه ندیدم و دستم موند توی حنا!
البته عدم حضور شرکتهای خارجی دلیل موجهی هم داره، اون هم اینکه با سختگیری بنیاد ملی بازیهای رایانهای در طبقهبندی بازیها و مجاز یا غیرمجاز دونستن بازیها، شرکتهای خارجی اگر میخواستن به این جشنواره بیان، مجبور بودن درصد بالایی از محصولات تولیدیشون رو به دلایلی مثل خشونتبار بودن، ضد اسلامیبودن، ضد ایرانیبودن، ترویج فساد و بی بند و باری در بازی، ترویج دخانیات در بازی و … به نمایش نگذارن و عملا درصد بالایی از قدرت تولید بازیشون رو نمی تونستن نشون بدن. به همین خاطر هیچ شرکت خارجیای در این جشنواره حضور پیدا نکرده بود. البته من به فعالیت بنیاد ایراد مطلق نمیگیرم و اون رو هم کاملا تأیید نمیکنم بلکه معتقدم باید راه میانهای ایجاد بشه و فکری برای سر و سامون دادن به وضعیت ورود و توزیع بازیهای خارجی در کشور بشه که گیمرها راضی باشن و خب البته شأن اسلامی و هویت ایرانی ما هم حفظ بشه.

سیگار کشیدن شخصیت بازی، یکی از مصادیق نامناسب بودن بازی به زعم اسرا

خشونت زیاد، یکی از مصادیق نامناسب بودن بازی به زعم اسرا
به هر حال ما راه افتادیم از این غرفه به اون غرفه و شروع کردیم به عکس گرفتن و صحبت کردن. غرفهای که واقعا شلوغ بود و یه جمع کثیری از جوونها و نوجوونها در اطرافش جمع بودن و بلند بلند میخندیدن، غرفه تراوین بود. معلومه که حتی با اومدن نسخه ۴ و تغییرات عجیب و غریب و نچسب توی این بازی (از نظر من) باز هم طرفدارای Travian تعدادشون خیلی زیاده. آقای افشین خیابانی، برادر کوچیک اشکان خیابانی (ادمین تراوین ایران) توی تصویر مشخص هستن. ایشون قرار شد که بیان با ما مصاحبه کنن اما اینقدر سرشون شلوغ شد که بی خیال ما شدن و خب ما هم بی خیال مصاحبه با مسؤولین تراوین شدیم چون خداییش سرشون خیلی خیلی شلوغ بود و نخواستیم وقت باقی بازیدوستان رو به خاطر مصاحبه خودمون تلف کنیم. نکته قابل توجه اینکه آقای افشین خیابانی حتی من رو که مترجم تراوین ایران (نسخه کلاسیک تا نسخه ۳.۵) هستم نشناختن !!

غرفه تراوین ایران در جشنواره، (آقای افشین خیابانی نفر وسط)
از غرفه شرکت سازنده بازی میرمهنا (استودیو بازی سازی اسپریس پویانما) هم بازدیدی کردیم و تصاویر زیر حاصل این بازدید بود. البته به علت کمبود وقت فرصت نشد تا با تمام تیمهای بازیسازی مصاحبه کنیم و اکثر غرفهها رو فقط بازدید کردیم و تمام.

ابتکار جالب یکی از مسؤولین غرفه میرمهنا

پوستر بازی میرمهنا
و مگه میشه از گرشاسپ گذشت؟ ما هم نتونستیم از این چهره گیرا و متعصب گرشاسپ ایرانی راحت بگذریم. این آقا کوچولو هم معلوم نیست اون وسط داره با خنجر و شمشیر گرشاسپ چیکار میکنه!!! فقط ۱ نکته رو قایمکی بگم بهتون، اونم اینکه خداییش خشونت موجود توی این بازی اصلا چیزی از خشونت خیلی از بازیهایی که به راحتی مهر نامناسب و غیر مجاز میخورن و مجوز فروش نمیگیرن کم نداره!!!

گرشاسپ

باز هم گرشاسپ
البته از اونجایی که من بازیخور (خوره بازی؟) و گیمر حرفهای نیستم، خیلی از بازیها رو نمیشناختم و فقط همینجوری یه سری عکس براتون گرفتم که بتونید یه دید کلی نسبت به نمایشگاه و جشنواره داشته باشید. در تمام طول بازدید این مسأله توی ذهنم بود که ایران هم کم کم داره در عرصه تولید بازی یه حرکتایی میکنه و میشه گفت که دیگه مثل چند سال پیش تو این زمینه دست و پا بسته نیستیم. البته قبول دارم که از فناوری روز بازیسازی شاید ۱۰ سال عقبیم، اما بالاخره همین که تیمهای توسعه نرمافزار روی بازی هم کار میکنن خیلی جای امیدواری داره و من دلم روشنه که یه روزی میتونیم با افتخار بگیم فلان بازی تولید ایرانه ها …
مثلا همین بازی جنگ در خلیج عدن که در مورد مبارزه نیروی دریایی ارتش ایران با دزدان دریایی خلیج عدن هستش، شاید از اون بازی هایی باشه که بتونه اسم و رسمی برای خودش پیدا کنه. حداقل دموی بازی که از لحاظ گرافیکی خیلی سرتر از بازی های ایرانی فعلی بود. امیدوارم Engine بازی هم، چیز دندونگیری باشه. این بازی به سفارش معاونت عقیدتی سیاسی نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران ساخته شده و قطعا بودجهی عظیمی هم پشت فرایند تولیدش هست.

گرافیک بازی خلیج عدن جزو برترین گرافیکها بود

بازی خلیج عدن به سفارش ارتش جمهوری اسلامی ایران ساخته شده
اینا هم چند تا تصویر دیگه از سالن نمایشگاه بازیهاست که من خیلی از این بازیها رو نمیشناسم و توی نمایشگاه هم حواسم نبوده که عکسها رو طوری بگیرم که عنوان بازی یا شرکت سازنده مشخص باشه. دیگه لطفا کوتاهی منو به بزرگواری خودتون ببخشید و فقط به زیبایی این بازیهای ایرانی اکتفا کنید.

عصر پهلوانان

خیلی شبیه شاهزاده ایرانی میمونه

یه حس میهندوستی عجیبی بهم میده این عکس

بازی ناورد یه چیزی مثل تراوینه اما بر اساس اساطیر ایرانی

نظرسنجی به لحظهی ناورد. فکر میکنید کدوم گزینه رأی بیاره؟

دکور جالب غرفه ناورد
بعضیها هم در حال تست ابزارهای بازی بودن. مثلا این آقا، عجیب مشغول نشونهگیری بود.

شبیهسازی تیراندازی به هدف پروازی
چند تا تصویر هم براتون از داش سیا ساکتی و بر و بچ انیمیشن ترافیک گرفتم که مؤسسه فرهنگی حور مجری این انیمیشنهاست.

سیا ساکتی و پسر خالهاش

اون دو تا آقا پسر فشنها که بد رانندگی میکنن

غرفه مؤسسه فرهنگی حور
توی راهرو پر بود از استندهای مربوط به شخصیتهای توی بازیها. بعضی از این استندها اینقدر جالب بودن که دلم میخواست برشون دارم بیارم خونه و بذارمشون تو اتاقم !!!

این آقاهه از سلسله زندیه است؟

الانا کوچولوی متعجب و ناز
اما، بیشتر شلوغی نمایشگاه به خاطر حضور خردسالایی بود که اومده بودن تا پنگول و خاله نرگس رو که از برنامه رنگارنگ توی جشنواره شرکت داشتن ببینن. سالن حسابی شلوغ پلوغ بود و جای سوزن انداختن نبود. من رو هم راه ندادن داخل و گفتن شما یه مقدار سنت از ۵ سال بیشتره، اجازه ورود نداری. اما بالاخره آخرای مراسم من رفتم تو و چند تا عکس براتون گرفتم. یه گزارش صوتی هم گرفتم که تو رادیو گویا براتون منتشرش میکنم. این ماز عکسای پنگول، تقدیم به شما !!!

جمعیت خیلی زیاد بود. میانگین سنی حاضرین فکر کنم ۳۰ سال میشد چون پدرها و مادرها بیشتر ذوق داشتن شرکت کنن!!!

پنگول در وسط تصویر مشخصه !!!
غرفه تبیان آخرین غرفهای بود که توی نمایشگاه بهش سرزدیم. تبیان هم در زمینه تولید بازیهای رایانهای سرمایهگذاری خوبی کرده و ۲۲ عنوان بازی تولید کرده و تعداد زیادی بازی دیگه در دست تولید داره که اطلاعات بیشتر رو در رادیو گویای هفتم و مصاحبه من با مسؤول غرفه تبیان میتونید بشنوید.

یه بازدیدکننده نوجوان در حال بازی در غرفه تبیان
تبیان، آخرین غرفهای بود که در این بخش از نمایشگاه ازش بازدید کردیم. دیگه ساعت نزدیک ۴ شده بود و رفتیم به ۲ طبقه پایینتر تا در Workshop مربوط به تحلیل بازیهای Gears Of War و Call Of Duty شرکت کنیم. وقتی رسیدیم داخل سالن ورکشاپ، با همچین صحنهای روبرو شدیم. تازه، اون ۳ نفری که نشستن هم (از راست به چپ) دوستای خودم یعنی مهرداد و هادی و مسعود هستن:

سالن خالی بود و پرنده پر نمیزد
ما تا ساعت ۱۶:۱۵ منتظر موندیم که شاید خبری بشه، اما آقایی که قرار بود ارائه رو انجام بده اصلا خبری ازش نشد و ما هم از مسؤول سالن که پرسیدیم از همه چیز بی خبر بود. حتی اسم ارائه دهنده رو هم نفهمیدیم که کی بود! در کل بیبرنامگی و عدم احترام به بازدیدکنندهها کاملا مشخص بود. بازم طبق معمول رفتار غیر حرفهای و توهینآمیز از سمت مسؤولین و مجریان امر که حسابی ما رو عصبانی کرد.

متأسفانه باز هم شاهد عدم مسؤولیتپذیری افراد بودیم
خب، دیگه تا ساعت ۱۶:۳۰ تقریبا بازدید ما از این بخش نمایشگاه تموم شده بود و راه افتادیم به سمت بخش فروشگاه و فناوریهای مربوط به صنعت Game که خیلی جذابتر از بخش قبلی بود. از سالن همایش ها بیرون اومدیم و رفتیم به سمت پارکینگها … وقتی وارد سالن (پارکینگ) شدیم، جمعیت خیلی بیشتری نسبت به جمعیت توی سالن و راهروی جشنواره رو دیدیم که همگی مشغول بازی کردن و تفریح بودن. مثلا این آقا کوچولو حسابی بالنهای مجازی رو ترکونده بود !!!

تیراندازی با کمان به سمت بالنهای مجازی

تیر و کمان در دنیای مجازی چه ویژگیهایی داره؟
بعضیها هم به جای کمان تیراندازی مگسکش گرفته بودن دستشون و حسابی از خجالت پشههای تابستونی و مگسها در میاومدن. مامان و باباهاشون هم دلشون واسه بچههاشون که چقدر قشنگ مگسها رو منفجر میکردن قنج میرفت !!!

مراسم مگس کشی به شیوه کنسولهای بازی !!!
یه گوشه دیگه، لیگ فوتبال به پا بود و این بخش، جزو پر هیجانترین و پر بازدیدترین بخشا بود. هر از چند گاهی صدای فریاد شادی به خاطر گلهایی که به ثمر میرسید بلند میشد و نفری هم که گل خورده بود محکم با کف دست به پیشونی خودش میزد و زیر لب غرغر میکرد !!!

گیمرها حسابی مشغول بازی کردن بودن. برای ورود به جمع بازی کننده ها باید حداقل نیم ساعت صف وای میستادیم
یه گروه هم که طرفدار بازیها و فعالیت فیزیکی بودن، و از طرف دیگه به فوتبال هم علاقه داشتن، رفته بودن یه گوشه فوتبالدستی انسانی بازی میکردن که این بخش هم خیلی پر طرفدار بود و صف چند ده متری داشت !!!

فوتبال دستی انسانی در نمایشگاه گیم !!!
یه گروه دیگه، به یاد دوران قدیم، داشتن روی کنسولهای سالهای گذشته بازی میکردن. مثلا آتاری، سگا، میکرو، نینتندو و باقی کنسولهایی که من اسمشونو بلد نبودم. فضا هم به صورت سنتی با پشتی و چراغ نفتی و … تزئین شده بود و برای بازی باید کفشاتو در میاوردی و میرفتی روی قالیچههای ایرانی مینشستی که این بخش پر از جوونهای سالهای دور که میانسالها و مسنهای این روزا هستن بود. بخش خانوادگیای بود به طور کل. خیلی هم باصفا و جذاب بود.

بازی هواپیمای کنسول آتاری – این بازی انتها نداره !!!

کنسول آتاری از نمای نزدیکتر
بازیهای استراتژیک هم طرفدارای خودشون رو داشتن و اونجا تعداد زیادی از علاقهمندای بازیهای بکشبکش، با تفنگ و چاقو و نارنجک افتاده بودن به جون هم و حسابی زد و خورد میکردن. البته به صورت Multi Player و با مانیتورهای اینچبالا و دستههای بیسیم!!! خداییش مانیتور بزرگ و با کیفیت توی درک حس خوب بازی کردن خیلی مؤثره. منم از این مانیتورا میخوام واسه اتاقم که Call Of Duty مولتیپلیر بازی کنم !!!

بازی استراتژیک، اونم چند نفره، اونم توی همچین مانیتوری. وای خدایا. منم میخوام …
یه بخش دیگه، بخش بازیهای آنلاین بود که بچهها داشتن اونجا اکانت موجود دربازیهای محبوبشون رو چک میکردن. نکته جالب این بود که توی پارکینگ، دسترسی به اینترنت وجود نداشت و بازی آنلاین اونجا بی معنی بود. و مسؤولین آسمان دژ حسابی از این قضیه رکب خورده بودن و هاج و واج مونده بودن که باید چیکار کنن بدون اینترنت !!!

آسماندژ
اما فؤاد امیری ایدهپرداز و طراح بازی آنلاین MYFC و مسؤولین کلوب فوتبال من (MyFC) حسابی هوشمندانه عمل کرده بودن و این مورد رو از قبل مد نظر قرار داده بودن و یه نسخه لوکال از بازیشون رو راهاندازی کرده بودن که طرفداراشون رو راضی میکرد. ما هنگام خروج از نمایشگاه و حرکت به سمت پارکینگ ماشینها، فؤاد رو دیدیم و باهاش یه مصاحبه خوب داشتیم که طرفدارای بازی کلوب فوتبال من رو دعوت میکنیم این مصاحبه رو در رادیو گویا هفتم گوش کنن.
کلوب فوتبال من
در ادامه بازدیدمون، گجت Kinect کنسول XBoX مایکروسافت و بازیهای جالبی که داشت، حسابی توجه ما رو به خودش مشغول کرد. افرادی که دائم در حال بالا و پایین پریدن بودن و لذت بازی با کینکت رو تجربه میکردن اینقدر غرق در جذابیت بازیهای کینکتی بودن که شاید چند بار توی صف میایستادن تا بازم بیشتر و بیشتر بازی بکنن. از این بخش براتون یه ویدئو کوتاه تهیه کردم که با کلیک روی تصویر زیر میتونید دانلودش کنید و ببینیدش.

بر روی تصویر کلیک کنید تا بارگذاری آغاز شود (۴.۷ مگابایت)
اما در ادامه بازدیدمون، یه غرفه هم وجود داشت که سختافزارها و نرمافزارهای simulation که برای شبیهسازی حرکات انسان در بازیها مورد استفاده قرار میگیرن رو ارائه کرده بود.

نمونه ای از سختافزارهای شبیه سازی حرکات انسان

نمونهای از نرمافزارهای شبیهسازی حرکات انسان
بخش آخر بازدید ما هم منجر شد به مراجعه به غرفه اسرا (ESRA) (نظام ملی رتبهبندی بازیهای رایانهای) که مربوط به بنیاد ملی بازیهای رایانهای هستش، و دیدن این تصویر:

نام تعدادی از کاراکترهای بازیهای رایانهای
به هر حال موقع خروج از نمایشگاه چند تا نکته توی ذهنمون باقی موند:
- کیفیت بد اطلاعرسانی و نصب تابلوهای راهنما
- کیفیت بد پذیرایی (در کل نمایشگاه فقط ۱ فروشگاه مواد غذایی و … وجود داشت)
- کیفیت بد مدیریت ترافیک و پارکینگها
- بیاحترامی به مخاطبان با برگزار نکردن کارگاه آموزشی و عدم اطلاعرسانی مناسب
- ملی بودن جشنواره و اعلام دروغین بین المللی بودن جشنواره
- رشد خوب صنعت بازی در کشور
- علاقه زیاد خانوادهها به کنسول های جدید و فناوریهای نوین صنعت بازی
- اعمال محدودیتهای سخت بنیاد بر رتبهبندی و مجوز دهی به بازی های رایانهای خارجی
- دسترسی سخت به اینترنت آن هم از نوع سرعت پایین در این جشنواره
- و …
امیدوارم از این گزارش لذت برده باشید. البته به این گزارش به عنوان یه گزارش از سمت یه بازدیدکنندهی عام نگاه کنید چون من تخصص زیادی در حوزه گیم ندارم. چه در ساخت گیم و چه در بازی کردن. اما حتما نظراتتون رو با ما در میون بگذارید تا دفعات بعد گزارشهای بهتری رو براتون منتشر بکنیم.
محسن پاک نیت
