۱۴۰۵/۰۵/۰۶

دو بسته خامه را زیر چادرش پنهان کرده بود، وقتی مأمور حراست فروشگاه از او خواست کیفش را باز کند، دیگر راهی برای انکار نمانده بود. زن با صدایی لرزان فقط یک جمله گفت: بچههایم گرسنه بودند. دقایقی بعد، همسرش که کارگر روزمزد بود و از ماجرا هیچ اطلاعی نداشت، خود را به کلانتری رساند؛ جایی که تازه فهمید همسرش برای برداشتن چند قلم کالای خوراکی بازداشت شده است.
این یک داستان تخیلی یا قصه نیست؛ اتفاقی است که در همین اطراف ما آن هم در پایتخت افتاده و بخشی از پروندههای سرقتهای خردی است که این روزها در برخی فروشگاههای زنجیرهای تشکیل میشود. پروندههایی که در آنها ارزش کالاهای برداشتهشده گاه از چند صد هزار تومان فراتر نمیرود، اما پشت همان رقم کوچک، زندگی خانوادههایی قرار دارد که زیر فشار هزینههای روزمره خم شدهاند.
پول ندارم
