
اقتصاد۲۴– *قتل مریم – هشتساله به دست پدر در کوت عبدالله – ۱۳۸۱ – پدر جسد را در گونی گذاشت و در شهر چرخاند و بعد خودش را معرفی کرد.
*قتل زهرا – ۲۴ساله به دست برادر – ۱۳۸۳ – دختر دانشجوی کامپیوتر به خاطر سوءظن برادر کشته میشود.
*قتل یک زن، مادرزن و خواهرزاده با اسلحه – ۱۳۸۷ – به دست همسر با انگیزه ناموسی.
*قتل یک دختر در پل مدیریت – ۱۳۹۰ – حمله به دو دختر و زدن ضربات متعدد چاقو در خیابان به دست یک مرد با انگیزه ناموسی.
*قتل دو دختر ۱۶ و ۲۷ساله در آبادان به دست عمویشان – ۱۳۹۸.
*قتل حدیث به دست پدر – دختربچه به دست پدر و به خاطر انتقام از مادر خفه میشود – ۱۳۹۹.
*قتل فاطمه ۱۹ساله – به دست پسرعمویش – ۱۳۹۹.
*قتل ریحانه با ضربات متعدد میله به سرش – به دست پدرش – ۱۳۹۹.
*قتل سارا – به دست شوهرش بعد از ضربوشتم خفه میشود – ۱۴۰۱.
*قتل مبینا – به دست همسرش – شهریور ۱۴۰۰.
*قتل رومینا – پدرش با داس به شاهرگ گردن او ضربه میزند– ۱۳۹۹.
*قتل مونا – سر مونا به دست همسرش بریده میشود – ۱۴۰۰.
و… این قتلها بدون توجه به قانون و آنچه بهعنوان واکنشهای اجتماعی معرفی میشوند، در بطن جامعه هنوز اتفاق میافتند و با نگاههای درست و غلطی که همه ما در درون و بیرون از خودمان داریم، تقویت یا نهی میشوند. این همان نقطه است که باعث تکرار این نوع قتلها در همه این سالها شده است. در عمده این قتلها یک انسان برای رفع فشار اجتماعی و عرفی درونی و بیرونی خود، یک انسان دیگر را در محکمهای انفرادی و خودساخته محاکمه و به قتل میرساند. در بسیاری از این قتلها، قاتل پس از ارتکاب قتل پشیمان نیست؛ چراکه انجام این قتل را نه برای رضایت و آرامش خود بلکه برای ارضای نیاز خانواده، قبیله، محله یا هر محیط اجتماعی دیگر انجام داده است و همین تأیید از سوی آنها برایش کفایت میکند. حفظ ناموس و غیرتداشتن دو کلیدواژه برای انجام این قتلها هستند که در هرکدامشان روایتی متفاوت و خونین را رقم میزند.
هنوز قتل سمیه و شاهرخ یا قتل همسر ناصر محمدخانی یا قتل در سعادتآباد در خاطر همه ما باقی مانده است. نه ما این قتلهای ناموسی را فراموش میکنیم و نه این قتلها تمام میشوند و میگذارند روح ما آرام بگیرد. در ابتدای دهه ۹۰ که تازه اولین گوشیهای هوشمند دوربیندار در دست مردم بود، قتل پل مدیریت یا قتل سعادتآباد رخ داد، تازه آن زمان وقتی تصاویر قتل و جاندادن آدمها روی زمین را دیدیم، متوجه شدیم که اثرات این اتفاق تا چه اندازه میتواند روحمان را خنج بکشد؛ اما آیا وقتی فیلم سر بریده مونا در دست همسرش را دیدیم دیگر بعد از چندین دهه دیدن و شنیدن این اخبار، این اخبار و اتفاقات برایمان عادی و بیاهمیت شده؟ نه!
به نظر نگارنده این گزارش، نه قانون، نه شرع، نه فشار اجتماعی و اذهان عمومی و نه حساب بازکردن روی حس والد و فرزندی و عطوفت بین انسانها، هیچکدام نمیتوانند بهتنهایی مانع از چنین قتلهایی شوند. بههمیندلیل مخاطب این گزارش را مردان قرار دادم، نه به این معنی که وقوع این نوع از قتلها بیشتر به دست آنهاست و آنها در این مورد متهم و مورد سؤال هستند، بلکه به این معنی که شاید با نگاهی متفاوت به آنچه در قالب قتل ناموسی رخ میدهد، نگاه آنها به این موضوع ذرهای تغییر کند.
بیشتر بخوانید: نحوه دریافت ثبتنام وام مسکن برای فرزند سوم
