
اقتصاد۲۴- در سالهای اخیر، مسئلهی امنیت غذایی بهعنوان یکی از ارکان اصلی توسعهی پایدار در برنامههای ملی و بینالمللی مطرح شده است. با این حال، تمرکز بسیاری از سیاستگذاریها و تحلیلها همچنان بر جنبهی کمی مصرف غذا، یعنی رفع گرسنگی ظاهری، باقی مانده و از یک بعد مهمتر و پنهانتر آن، یعنی کمبود مزمن ریزمغذیها، غفلت شده است. این بُعد که با عنوان گرسنگی پنهان شناخته میشود، امروز به یک معضل عمومی در کشورهای با درآمد پایین و متوسط تبدیل شده است.
گرسنگی پنهان به حالتی گفته میشود که در آن فرد بهظاهر غذای کافی مصرف میکند، اما این غذاها فاقد عناصر ضروری مانند آهن، روی، ید، ویتامینهای A و D و دیگر ریزمغذیهایی هستند که برای رشد، عملکرد سیستم ایمنی، و سلامت روانی و جسمی انسان لازماند. بر اساس گزارشهای سازمان جهانی بهداشت، بیش از دو میلیارد نفر در جهان با این نوع گرسنگی مواجهاند و بسیاری از آنها هرگز در آمار رسمی فقر غذایی ثبت نمیشوند.
در ایران، با وجود اینکه فقر مطلق در برخی سالها کاهش یافته، اما تغییرات قیمت مواد غذایی، حذف تدریجی یارانهها، تورم بالا، کاهش قدرت خرید و ناهمسانی دسترسی به منابع غذایی در مناطق مختلف کشور، سبب شدهاند که امنیت غذایی کیفی برای بخشی از جمعیت، بهویژه خانوادههای کمدرآمد به خطر بیفتد. در این خانوارها، وعدههای غذایی ممکن است به لحاظ مقدار پاسخگو باشد، اما تنوع غذایی، کیفیت مواد مصرفی، و توازن بین گروههای غذایی نیز اهمیت بسیار بالایی دارد که ممکن است به آن توجه نشود.
با افزایش نرخ تورم، سبد مصرفی خانوارها نیز تغییر میکند. به عنوان مثال، یک گزارش از مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد با افزایش نرخ تورم در سالهای ۱۳۹۰ الی ۱۴۰۰، مردم مصرف مواردی مانند مرغ و گوشت قرمز را به طور قابل توجهی کاهش داده و برای جبران آن، تخم مرغ را جایگزین موارد ذکر شده کردهاند. همچنین مصرف روزانه کالری توسط افراد نیز در بازه ذکر شده نزولی بوده است.
این کمبود در مواد غذایی با کیفیت بالا، زمینهساز بروز کمخونی، کوتاهقدی، ضعف سیستم ایمنی، مشکلات یادگیری در کودکان، کاهش بهرهوری کاری در بزرگسالان و بروز بیماریهای مزمن مانند دیابت، فشار خون و افسردگی در میانمدت و بلندمدت خواهد بود.
علاوه بر این، بررسی دادههای هزینه درآمد خانوار نشان میدهد که سهم هزینههای ناسالم مانند دخانیات، در دهکهای کم درآمد بیشتر از دهکهای پردرآمد هست. در واقع، میتواند گفت با کاهش درآمد هزینههای ناسالم مانند دخانیات فشار بیشتری بر وضعیت سلامت خانوار میآورد و جای غذای سالم را میگیرد.
گرسنگی پنهان به شکل پیچیدهای با سایر ابعاد فقر، از جمله فقر آموزشی، فقر سلامت و فقر شغلی در ارتباط است. خانوادهای که درآمد پایینی دارد، معمولاً در اولویتبندی هزینهها ناچار است مواد غذایی را فدای اجاره خانه، دارو، هزینه مدرسه یا حتی سوخت کند. در چنین شرایطی، انتخاب غذاهای ارزانتر، اما بیارزشتر اجتنابناپذیر میشود.
همچنین، نبود آموزشهای صحیح درباره اصول تغذیه سالم، تبلیغات گسترده غذاهای کمارزش، نبود دسترسی به فروشگاههای عرضه غذای تازه در برخی مناطق محروم (بهویژه روستاها یا حاشیهنشینی شهری)، و ضعف سیستمهای نظارتی و حمایتی، همگی به تعمیق این بحران کمک میکنند.
