
به گزارش ایبنا؛ تیمور رحمانی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران در یادداشتی نوشت: آن طور که از رسانههای داخلی و حتی رسانههای خارجی برداشت میشود، ظاهرا آمریکا تغییر موضع داده است و بهگونهای ناچار شده است، نه تنها به خواستههای خود نرسد، بلکه برخی از خواستههای ایران را هم بپذیرد. گرچه هیچ تخصصی در مورد امور نظامی و روابط بینالملل و تحولات استراتژیک ندارم و نمیدانم منظور این رسانهها چیست، اما همچنان احتمال تداوم وضع موجود و نوعی بلاتکلیفی همراه با گشایشهای مقطعی و تشدید مجدد تنش را بالا میدانم و به تبع آن، انتظار تداوم مشکلات اقتصاد کلان و از جمله تورم بالا را دارم. حتی اگر مصالحهای جدی رخ دهد، ما به سرعت امکان برگشت به تورمهای خیلی پایین را نداریم و به همین دلیل، درک درست از علت تورم و نحوه مواجهه درست با معضل تورم، همچنان موضوعیت خود را برای ما حفظ میکند.
بر اساس تحلیلهایی که از زمستان ۱۴۰۳ برای اقتصاد ایران داشتم، آشکار بود که ایران وارد دورهای جدید از خیز تورمی شده است که مشابه آن قبلا فقط در دوران جنگ جهانی دوم رخ داده بود. اگر مانند عامه به موضوع نگاه کنیم، ممکن است نتیجه بگیریم که این خیز تورمی ناشی از درگیر شدن غیرمستقیم و پس از آن مستقیم ایران با شرایط جنگی بوده است، اما نگاه موشکافانه به رخدادها برای ما روشن میکند که بستر این خیز تورمی از مدتها قبل مهیا شده بود. در سال ۱۴۰۲ که بانک مرکزی یکی از جدیترین و موفقترین تلاشهای خود را برای کنترل رشد نقدینگی در کل دوران پس از جنگ هشتساله ایران و عراق و آن هم با شیوهای برای کنترل مستقیم رشد نقدینگی انجام داد، نرخ تورم نقطه به نقطه نتوانست به زیر ۳۰ درصد کاهش یابد (در اواخر سال ۱۴۰۱ در نوشتاری نوشتم که تلاش برای کاهش رشد نقدینگی ضروری است تا مانع از تورم افسارگسیخته شود و توقعی فراتر از این از سیاست پولی نمیتوان داشت و این همانی بود که رخ داد).
