
اقتصاد ۲۴- هنگامی که بشار اسد در سال ۲۰۰۰ به ریاست جمهوری رسید، او یک دولت لویاتانی و اقتصاد نادیده گرفته شده را از “حافظ اسد” پدرش به ارث برده بود. نقل شده که “حافظ اسد” زمانی افرادی که انگیزهای برای کارآفرینی و اجرای ایدههای سودآور اقتصادی داشتند را مجبور به ترک کشورشان برای جستجوی فرصتهای شغلی و سرمایه گذاری بهتر کرده بود.
سوسیالیسم بعثی “برابری در بدبختی” را برای سوریها ایجاد کرده بود. با این وجود، هنگامی که رژیمهای کمونیستی ناکارآمد اروپای شرقی در دهه ۱۹۹۰ فروپاشیدند و رژیمهای سرمایهداری مرفه جایگزین آنها شدند، سوریها شروع به پرسیدن این پرسش از خود کردند: “آیا ما نیز نباید انتظارات بیشتری داشته باشیم”؟
در آن زمان “بشار” ۳۴ ساله و چشم پزشک علاقمند به تجارت و فناوری، که متعهد به اجرای اصلاحات در بازار و کاهش سرکوب سیاسی شده بود وارد عرصه سیاست شد. بسیاری امیدوار بودند که سوریه با جانشینی او به جای پدرش به یک داستان موفقیت دیگر برای سرمایه داری تبدیل شود. با این وجود، پس از آن که سوریها از عدم تحقق وعدههای اسد ناامید شدند و شورش علیه او در سال ۲۰۱۱ آغاز شد، صاحبان کسب و کارهای سوری که در دهه ۲۰۰۰ از دوره موقت رونق برخوردار شده بودند مابین اقتصادی جنگی و دزدسالاری حکومتی که صنایع سودآور کشور را توسط حلقه اطرافیان شخص اسد میبلعید گرفتار شده بودند.
