08 / 12 /1404
به گزارش خبرنگار دانشگاه خبرگزاری آنا، درک دقیق وقایع ایران و جهان معاصر، نیازمند نگاهی چندوجهی است که از لایههای تو در تو عبور کند. ذهنهایی که به سطح همگانی بسنده کنند، نمیتوانند علل دردهای مزمن جامعه ایرانی را بشناسند. خطر واقعی، نه فقط سطحینگری، بلکه نگاهی است که پایه فلسفی آن به تمدن بحرانزای غرب آلوده است. اگر هستیشناسی ما در چارچوب مدرنیته محدود بماند، حتی با هوشمندترین تحلیلها، جز تسلیم یا گریز از واقعیت راهی نخواهیم یافت. این محدودیت فکری، سبب میشود که بسیاری از راهحلهای ارائه شده برای مسائل اجتماعی و فرهنگی، صرفاً تزیینی باشند و تأثیری واقعی بر بهبود زندگی مردم نداشته باشند.
ندای هستی با سکوت تکنولوژی
ایران امروز، صحنه برخورد ندای سرچشمه هستی با دیواره سخت و متحجر مدرنیته است. بسیاری از اساتید و نخبگان، با وجود احترامی که در ساحت علم دارند، از درک لایه شهودی مسائل عاجزند. برای انسانی که غرق در عالم مادی است، مفاهیم متعالی ممکن است انتزاعی و بیاثر به نظر برسند، اما بحرانهای امروز دقیقاً از همین بیتوجهی به معرفت آغاز میشود. این عدم توجه به این لایهها، سبب شده است که سیاست و اقتصاد و حتی فرهنگ عمومی، غالباً به صورت سطحی و بدون ریشههای عمیق دینی و فلسفی مدیریت شود.
