گاهی چند کتاب به جای بالش زیر سرمان بود

همه دار و ندارمان، چهار انبار کتاب کهنه و قدیمی بود. به اندازه کافی رختخواب نداشتیم و مادرم چند جلد کتاب در پارچه ای می پیچید و آن را به جای بالش زیر سر ما می گذاشت، شاید عشق من به کتاب با بالش های کتابی شروع شد.

همه دار و ندارمان، چهار انبار کتاب کهنه و قدیمی بود. به اندازه کافی رختخواب نداشتیم و مادرم چند جلد کتاب در پارچه ای می پیچید و آن را به جای بالش زیر سر ما می گذاشت، شاید عشق من به کتاب با بالش های کتابی شروع شد.

کتاب

به گزارش سیتنا، در فروردین ۱۳۵۳ مجله «سپید و سیاه» گفت‌وگویی منتشر کرد با درویش هدایت ارشادی؛ کتاب‌فروشی قدیمی در تهران که بیش از چهار دهه عمر خود را در حاشیه دنیای ادب گذرانده بود. او نه شاعر بود و نه نویسنده، اما سال‌ها با چهره‌های بزرگ فرهنگ و ادبیات ایران نشست و برخاست داشت؛ از دهخدا و صادق هدایت گرفته تا نیما یوشیج، ملک‌الشعرای بهار و پروین اعتصامی. روایت‌های او در واقع بخشی از حافظه زنده تاریخ ادبیات ایران بود.

منبع : سازمان خبری فناوری اطلاعات و ارتباطات (سیتنا)

برای مشاهده متن کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *