گاهی خاموش کردن آتش، جان دادن می خواد

انگار تا فاجعه پلاسکو اتفاق نمی افتاد، قدر شما معلوم نمی شد. این همه زحمتی که سال های متمادی کشیدید را کسی ندید. کسی ندید چگونه...
انگار تا فاجعه پلاسکو اتفاق نمی افتاد، قدر شما معلوم نمی شد. این همه زحمتی که سال های متمادی کشیدید را کسی ندید. کسی ندید چگونه…

گروه اجتماعی: انگار تا فاجعه پلاسکو اتفاق نمی افتاد، قدر شما معلوم نمی شد. این همه زحمتی که سال های متمادی کشیدید را کسی ندید. کسی ندید چگونه در ترافیک های کلان شهرها، خون خون تان را می خورد که به آدرس محل آتش سوزی برسید. کسی ندید که چگونه وسط دروازه های آتش رفتید تا زن و بچه مردم را از بین شعله ها بیرون بشکید. و هزاران هزار لحظه پر خطر دیگر که برای این مردم، خودتان را به لبه پرتگاه مردم رساندید اما کسی ندید.

گاهی خاموش کردن آتش، جان دادن می خواد

تا اینکه. پلاسکو. پلاسکو شما را از عمق بی خبری ها به اوج دیده شدن ها رساند. یکهو همه دیدند از چه دردی رنج می برید. تازه مردم فهمیدند آتش نشان ها برای انجام ماموریت شان تا پای جان پیش می روند. تازه همه فهمیدند این طور نیست که یک شلنگ آب به دست گرفته و آن دریای آتش خاموش شود. تازه همه فهمیدند گاهی برای خاموش کردن آتش، باید جان داد.

منبع  : بولتن نیوز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *