
خیابان شهید قندی این روزها حال و هوای دیگری دارد. ساختمان مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی به میعادگاهی برای اهالی هنر تبدیل شده است. اینجا دیگر نه لوکیشن فیلمبرداری است و نه محل جلسات مدیریتی؛ اینجا امروز ایستگاه آخر سینماگران برای یک وداع عمومی است.
نمایشگاه خاطرات؛ دیواری که حرف میزند
هنوز به ساختمان نرسیده، چشمها به دیوارهای بیرونی مرکز گسترش دوخته میشود. عکسهای قدیمی، تصاویری که دیدارهای رهبر شهید با سینماگران در سالهای مختلف را ثبت کردهاند. عکسها کنار هم چیده شدهاند؛ نمایشگاهی که انگار تاریخ سینما را با تاریخ انقلاب پیوند زده است. هر عکس یک مکث کوتاه برای رهگذران بود؛ گویی سینماگران در این قابها به دنبال آخرین نشانهها میگشتند. در میان قابهای قدیمی نمایشگاه خاطرات، که سالها دیدار رهبر انقلاب با سینماگران را بازتاب میدهد، یک پرسش اساسی طنینانداز است: آیا رهنمودهای رهبر شهید انقلاب در نشستهای متعدد با اهالی سینما، از لایههای کلامی و نظری فراتر رفته و در بطن سینمای امروز اجرایی شده است؟ غیبت ملموس برخی مدیران سینمایی، این پرسش را جدیتر میکند که آیا سینما با آن چشماندازی که رهبر شهید انقلاب ترسیم کرده بود، فاصله گرفته است یا خیر؟
از گفتگو تا سکوت؛ آغازی بر یک همنوایی
خیابانهای منتهی به میدان قندی بسته بود و این محدودیت، ناخواسته هنرمندان را به پیادهروی اجباری کشانده بود؛ سفری کوتاه اما پر از تأمل. مدیران و سینماگرانی همچون رائد فریدزاده (رئیس سازمان سینمایی)، محمد حمیدی مقدم، حبیب ایلبیگی، روحالله حسینی، حسین سیفی، لادن طاهری، حامد جعفری، بهمن حبشی، محمد طیب، مسعود نجفی، صادق لواسانی، انسیه شاهحسینی، علی نوری اسکویی، مرتضی رزاق کریمی، علیرضا حسینی، فاطمه محمدی، مهدی کریمی، علی رویینتن، سعید سیدزاده، محمد سلیمانی، اکبر حر، سعید الهی و جمعی دیگر از اهالی رسانه، یکی پس از دیگری به این میعادگاه پیوستند.
