
روزنامه کیهان نوشت:جنگی که در اثر مذاکره و با مذاکره آغاز شده، با مذاکره پایان نمییابد. باید این پرسش اساسی را مطرح کرد که اگر مذاکره واقعا ابزاری کارآمد برای حل اختلافات میان این دو طرف بود، چرا اصلا منجر به جنگ شد؟ پاسخ بدیهی این است، وقتی مذاکره در سطح مبانی و اصول شکست میخورد، جنگ آغاز میشود. بنابراین جنگی که در اثر شکست مذاکرات آغاز شده است، نمیتواند با همان ابزاری که پیشتر ناکارآمد بوده یعنی مذاکره، به پایان برسد.
این اختلافات، ماهیتی بنیادین و ساختاری دارند؛ یعنی تضاد در تعریف قدرت، حاکمیت، عدالت و نظام جهانی. وقتی تضاد در سطح مبانی اصولی باشد مذاکره تنها زمانی به نتیجه میرسد که یکی از طرفین، مبانی و اصول خود را کنار گذاشته و تسلیم کامل شود. از آنجا که جمهوری اسلامی ایران بر مبانی اصولی خود استوار است و آمریکا نیز در استراتژی خود بر اساس تغییر ساختار سیاسی عمل میکند، هرگونه مذاکرهای در این سطح در واقع تکرار همان بنبستی است که پیش از جنگ وجود داشت. باید تاکید کرد که اعتقادات و مبانی اصولی یک نظام، موضوع مذاکره نیستند.
