والدین کودکان کار در دوران کودکی سر کار فرستاده شدهاند و حالا خود آنها هم مجدد فرزندانشان را در کودکی سرکار میفرستند و این چرخه بارها و بارها تکرار میشود
جوان آنلاین: کودکیهایشان پشت چراغ قرمز چهارراهها جا ماندهاست! همچنان که آسیبها و گرفتاری در چرخه تکرار کودک کاری بودن به زندگی آنها چراغ سبز نشان دادهاست. شاید تنها راهکار برای نجات این بچهها و ورود آنها به جریان زندگی طبیعی و طی کردن مسیری همچون دیگر کودکان هم سن و سالشان این باشد که چرخه آسیب و دور باطلی را که در آن گرفتار شدهاند، شکسته شود و تنها راه برای توقف این چرخه، کمک کردن به این کودکان برای آموزش و آگاهی است. این درست همان مسیری است که مجموعه صبح رویش تلاش میکند برای این بچهها فراهم کند و مدرسه و مرکز رشد و کارگاههای مهارت آموزی این مجموعه همه تلاشی است برای توقف چرخه تولید کودکان کاری که والدینشان هم دوران کودکی خود را سر چهارراهها یا در کارگاههای زیرزمینی گذراندهاند.
وقتی صحبت از کودکان کار و خیابانی میشود تصویری که در ذهنمان مرور میشود کودکانی با لباسها و سر و وضع ژولیده است که سر چهارراهها یا در مترو و مکانهای عمومی دیگر مشغول فروختن فال و گل هستند و گاهی هم گدایی میکنند، اما در مجموعه رشد صبح رویش نمای متفاوتی از کودکان کار را شاهد هستیم؛ بچههایی با سر و لباس مرتب و مدرسهای که اگرچه آموزش در آن برقرار است، اما با مدارس معمولی که ما در آنها تحصیل کردهایم، فرق میکند.
آموزش و آگاهی برای شکستن چرخه بازتولید کودک کار
دکتر مهسا ایمانی، عضو هیئتمدیره مجموعه و مدیر ارشد اجرایی صبح رویش، درباره فعالیتهای مجموعه صبح رویش این گونه توضیح میدهد: «در آستانه یازدهمین سال صبح رویش در ۱۱ مرکز پذیرای بیش از هزار کودک کار و در معرض آسیب و خدمات آموزشی، مددکار، توانمندسازی و اشتغالزایی. مرکز یازدهم سه سال پیش به همت بهزیستی به صبح رویش داده شدهاست. این مرکز مدرسه صبح رویش است که نامش را دانستان گذاشتهاند. در این مرکز ۱۱ سال تجربه آموزشی و تعامل با کودکان کار و در معرض آسیب و بررسی مدارس برتر دنیا طراحی منحصر به فردی دارد.»
ایمانی درباره اهداف این مجموعه میگوید: «ما هدفمان حل مسئله عمومی و شکستن چرخه بازتولید کودک کار بودهاست. وقتی به خانوادههای کودکان کار نگاه میکنیم، میبینیم در دوران کودکی به دلیل بیماری یا شرایط اقتصادی والدین سر کار فرستاده شدهاند و حالاکه خود آنها بزرگ شدهاند، آنها هم مجدد فرزندانشان را در کودکی سرکار میفرستند و این چرخه مدام تکرار میشود.» به گفته وی، یکی از پژوهشهایی که سال ۹۴ در مدرسه صبح رویش انجام شده نشان میدهد یکی از نقاط مؤثر در چرخه بازتولید کودکان کار بحث آموزش است و پژوهشها نشان میدهد اگر این کودکان از سنین کودکی تحت آموزش اثربخش و تخصصی قرار بگیرند، احتمال اینکه در بزرگسالی کودکانشان را سر کار بفرستند، به مراتب کمتر میشود.
ایمانی ادامه میدهد: «بنابراین صبح رویش هدفش را آموزش قرار داد. البته منظور از آموزش، آموزشهای معمول مدارس عادی نیست، بلکه آموزشهایی است که هر کدام از دل یک نیاز احصا شده در مخاطب ما برآمده و متناسب با شرایط ما و موقعیت مخاطب بومی سازی و ارائه شدهاست.»
روایتهایی از واقعیت
اینجا مدرسه، مرکز نگهداری شبانهروزی، ورزشگاه و کارگاه مهارت آموزی دارد. بچههایی که در این ۱۱ سال به صبح رویش وارد شدهاند، روایتهایی شنیدنی و آموزنده دارند. بهرام یکی از نوجوانان کار که در مرکز مهارت آموزی معلوم شد استعداد ویژه نجاری دارد و به حدی پیشرفت کرد که توانست به صورت مستقل سفارش بگیرد؛ روزی که بهرام کارگاه خودش را افتتاح کرد برای مدیران صبح رویش روزی به یاد ماندنی بود، اما یک هفته بعد بهرام تمام ابزارهایی را که با کمک خیران برای کارگاه نجاریاش خریدهبودند، فروخت و به جایش یک موتورسیکلت خرید؛ حادثهای که نشان داد آموزشهای کودکان کار یک حلقه مفقوده دارد و آن نگاهی است که بچهها به موضوع کارکردن دارند. به همینخاطر هم مرکز رشد طراحی شد تا حامی بحث اشتغال بچهها باشد و تا زمانی که مطمئن نشده بچهها میتوانند از مهارتی که یاد گرفتهاند درآمدزایی کنند همراهیشان میکند و حامیشان است.
مهارت برای توانمندسازی
کارگاه مهارت آموزی یکی از بخشهای مرکز رشد رویش است که بچهها در آن مهارتهایی همچون ساخت لوازم چوبی، گلدوزی و دوختن کیفهای پارچهای و مهارتهایی از این دست را یاد میگیرند. به گفته ایمانی فروش محصولات کودکان نقض قانون کار کودک است، بچهها کارهایی را که در این کارگاه درست میکنند یا با خود میبرند یا همین جا میماند و فروخته نمیشود.
وی تأکید میکند: «متقاعد کردن خانوادهها برای اینکه بچهها به جای کار کردن زمانی را در کارگاههای مهارت آموزی بگذرانند با یک پروسه پیچیده مددکاری همراه بودهاست. بچههایی که در این مدرسه هستند اغلب در کنار درس خواندن در این مدرسه کار هم میکنند، اما برخی از آنها هم در معرض آسیب هستند و در این کارگاهها مهارتی یاد میگیرند تا بعد از ۱۸ سالگی بتوانند شاغل شوند و درآمدی داشتهباشند. در ساعاتی که بچهها نیستند یا در برون سپاریها کارهایی توسط اساتید تولید و به نفع بچهها فروخته شود.»
