کودکی که در خیابان ها کار میکند، به تک تک راننده ها التماس میکند که به او کمک کنند، دیگر یاد گرفته ناز نکند، نوازش نخواهد ، لبخند نخواهد . قلبش را به صاحب کارش اهدا کرده و اسیر است در دستان آن فرد.
کودکی که در خیابان ها کار میکند، به تک تک راننده ها التماس میکند که به او کمک کنند، دیگر یاد گرفته ناز نکند، نوازش نخواهد ، لبخند نخواهد . قلبش را به صاحب کارش اهدا کرده و اسیر است در دستان آن فرد.