
واقعیت تلخ این است که بسیاری از فیلمهای کودک در سالهای اخیر، حتی فرصت دیده شدن هم پیدا نکردهاند.
به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه جوان نوشت: روزی نه چندان دور، سینمای کودک ایران محل قرار نسلها بود؛ جایی که کودکان با شوق وارد سالنهای تاریک می شدند و با دنیایی روشن تر از آن بیرون می آمدند. «قصههای مجید»، «گلنار»، «مدرسه موش ها»، «سازدهنی» و «بادکنک سفید» تنها چند فیلم نبودند و بخشی از حافظه فرهنگی ایرانیان بودند. امروز، اما این ژانر که زمانی یکی از معتبرترین شاخههای سینمای ایران محسوب میشد به حاشیه رانده شده است. فیلمسازان از آن فاصله گرفته اند، سرمایه گذاران رغبتی به آن ندارند و جشنوارهای که قرار بود موتور محرک این سینما باشد، بیش از آنکه جریان ساز باشد، به یک مراسم سالانه تبدیل شده است. چه شد که سینمای کودک ایران به این نقطه رسید؟
گاهی برای فهمیدن عمق یک بحران، باید به جای آمار و ارقام به سکوتها گوش داد. سکوت سالنهایی که روزگاری از خنده کودکان پر میشد. سکوت فیلم سازانی که دیگر رغبتی برای ساختن فیلم کودک ندارند و سکوت مدیرانی که سال هاست درباره ضرورت احیای این سینما سخن می گویند، اما حاصل این سخنان چیزی جز کاهش تولید و کوچکتر شدن دایره مخاطبان نبوده است. سینمای کودک ایران زمانی مایه مباهات بود؛ نه فقط در داخل کشور، بلکه در جشنوارههای جهانی نیز اعتبار داشت. این سینما توانسته بود زبان مشترکی میان کودک ایرانی و مخاطب جهانی پیدا کند. آثار شاخص این حوزه نه بر پایه جلوههای ویژه و بودجههای نجومی، بلکه بر پایه قصه، تخیل و شناخت عمیق از جهان کودک ساخته میشدند. به همین دلیل نیز ماندگار شدند.
