
یک ماه مخاصمه، زندگی میلیونها نفر در ایران عزیزمان را دگرگون کرده و موجی از شوک و تأثیر شدید را با سرعت و فراتر از تصور گسترانده است، بهگونهای که توان پاسخگویی بشردوستانه را در معرض فرسودگی و ناتوانی قرار میدهد. تنها در چهار هفته در جنگ شرافت بر علیه کشور عزیزمان، بیش از هزاران نفر، از جمله زنان، کودکان، سالمندان و نیروهای امدادی و کارکنان بشردوستانه جان خود را از دست دادهاند. صدها هزار نفر آواره شدهاند. زیرساختهای حیاتی که برای تأمین انرژی، آب و خدمات بهداشتی ضروری هستند، آسیب دیده یا نابود شدهاند.
استفاده از سلاحهای انفجاری سنگین با اثرگذاری گسترده در مناطق شهری، رنج و وحشت فراوانی ایجاد کرده است. شیوه انجام این مخاصمات، پیامدهای منفی آن را تشدید کرده است. بدون رعایت قواعد جنگ، غیرنظامیان با پیامدهای عمیق و طولانیمدتی مواجه خواهند شد که حتی ممکن است فراتر از مدت زمان این مخاصمه ادامه یابد. حملات بیرحمانه آمریکا و رژیم صهیونیستی، نمونه عینی و تلخ از عدم رعایت اصول بنیادین حقوق بینالملل بشردوستانه است. تخریب بیمارستانها، مدارس(بخصوص حمله به توسعه جهانی است. تجاوز بیرحمانه رژیم صهیونیستی و آمریکا به ایران سربلند، نهتنها آزمونی برای ارزیابی تعهدات حقوق بینالملل، بلکه زنگ خطری برای وجدان جهانی بود. جامعه جهانی، از جمله دولتها، سازمانهای بینالمللی، دیوانها و محاکم کیفری، و نهادهای دانشگاهی، باید از مرحله واکنش منفعلانه فراتر روند و با تحکیم ضمانتهای اجرایی، تبیین دقیق مسئولیتهای جبرانی و طراحی راهبردهای بازپروری جامع، به تحقق عملی حق بنیادین بر سلامت روانی کودکان در مخاصمات مسلحانه اهتمام ورزند. حفظ و حراست از این حق، مستلزم بازآفرینی «همبستگی بشری»، تقویت مکانیسمهای نظارتی مستقل و التزام جمعی به اصول عالیه حقوق بینالملل است. تنها در سایه چنین رویکردی، میتوان سلامت روانی و جسمی کودکان را بهعنوان میراثی ارزشمند برای نسلهای آتی صیانت کرد و صلح پایدار را از یک رؤیا به واقعیت بدل ساخت.
حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بینالملل کودکان
