کنار خانه خدا برای شهادت همسرم دعا کردم

راهی سفر حج شدیم. مصادف با میلاد حضرت فاطمه زهرا (س) اینکه در چنین روزی هدیه روز زن از طرف همسرم سفر حج باشد، با تمام وجود خوشحالم می‌کرد. غافل از اینکه این سفر تبدیل به پرحسرت‌ترین سفر زندگی‌ام می‌شود. چون در همین سفر همسرم از من درخواست دعای شهادت کرد

راهی سفر حج شدیم. مصادف با میلاد حضرت فاطمه زهرا (س) اینکه در چنین روزی هدیه روز زن از طرف همسرم سفر حج باشد، با تمام وجود خوشحالم می‌کرد. غافل از اینکه این سفر تبدیل به پرحسرت‌ترین سفر زندگی‌ام می‌شود. چون در همین سفر همسرم از من درخواست دعای شهادت کرد

جوان آنلاین: دی سال گذشته، شهید جعفر برنا و همسرش با هم به سفر حج می‌روند. در مدینه و در کنار قبرستان بقیع شهید برنا از همسرش می‌خواهد وقتی که برای اولین بار چشمش به خانه خدا افتاد، برای او دعای شهادت کند. ندا بهزاد همسر شهید برنا می‌گوید: «هیچ وقت نفهمیدم حکمت این خواسته شهید چه بود، اما شش ماه بعد که او به شهادت رسید، باور نمی‌کردم دعایم به این زودی مستجاب شود.» شهید جعفر برنا از شهدای اقتدار و مقابله با رژیم‌صهیونیستی بستان‌آباد است. مروری به زندگی او را از زبان همسرش پیش‌رو دارید.

خواستگاری از فرزند معلم روستا

من و همسرم ساکن و زاده یک روستا (چرزخون) بودیم و دورادور با هم آشنایی داشتیم. از آنجا که مادرم معلم و فرهنگی بودند، همه اهالی روستا خانواده من را می‌شناختند. شهید سال ۷۹ مرا از طریق خاله‌ام خواستگاری کرد و من که ۱۰ سال از او کوچک‌تر بودم، در سن ۱۶ سالگی اول مهر سال ۱۳۸۰ عقد کردیم.

زمان خواستگاری شهید از شرایط شغل نظامی‌شان گفت و تأکید داشت که یک نظامی است و راهی را که انتخاب کرده پایانش با شهادت همراه است؛ از اینکه ممکن است در شهر‌های مرزی زندگی کند یا مدت‌ها دور از هم باشیم، ولی من در عالم جوانی فکر می‌کردم الان که جنگ تمام شده است، کجا شهید می‌شوند.

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *