نامعادله خالی ماندن ظرفیت برخی از رشتهها در دوره تخصص را باید بیشتر پدیدهای فرهنگی و جامعه شناختی و نیازمند بررسی تدقیق و مطالعه و در نهایت تدبیر دانست
جوان آنلاین: نامعادله خالی ماندن ظرفیت برخی از رشتهها در دوره تخصص را باید بیشتر پدیدهای فرهنگی و جامعه شناختی و نیازمند بررسی تدقیق و مطالعه و در نهایت تدبیر دانست. سر و دست شکاندن بچهها و خانوادهها برای قبولی در رشته پزشکی در کنکور سراسری دانشگاهها با بیمیلی پزشکان عمومی برای ادامه تحصیل در برخی از رشتههای تخصص و خالی ماندن رشتههای پایهای همچون بیهوشی، اورژانس، اطفال و عفونی همخوانی ندارد و نشان میدهد یک جای کار یا شاید هم بیشتر از یک جا میلنگد! با تمام اینها فارغ از اینکه کجای کار میلنگد و چرا برخی رشتههای تخصص خالی میماند، خالی ماندن ظرفیتهای تخصص را نمیتوان به افزایش ظرفیت پذیرش پزشکی عمومی نسبت داد و چسباند! همچنان که ماجرای کمبود پزشک در کشور و در کنار توزیع نامتناسب و غیر عادلانه و خالی ماندن مراکز درمانی از پزشک و حتی پرستار در کنار دردسرهایش برای مردم به خصوص آنهایی که در مناطق محروم زندگی میکنند، موضوعی است که نگاههای سیاسی و جبههبندیهای اصولگرا و اصلاحطلب را بر نمیتابد. اینکه کسی که پیش از این منتسب به جریان اصولگرایی بوده در جایگاه منتقدی تمامقد در برابر افزایش ظرفیتهای پزشکی میایستد و آن را خیانت آشکار سازماندهی شده به کیفیت آموزشی پزشکی جمهوری اسلامی ایران و بازی با سلامت و جان مردم میداند، بیشتر از آنکه مبین نگاههای سیاسی جریان اصولگرا یا اصلاحطلب باشد، بوی انتخابات میدهد!
در آستانه انتخابات
ریشهیابی جدی خالی ماندن ظرفیت برخی از رشتههای تخصص قطعاً نیازمند مطالعات پژوهشی جدی است، اما در نگاه نخست وقتی فضای فرهنگی و اجتماعی جامعه را رصد کنیم یا پای درددل دستیاران تخصص بنشینیم، یک چیزهایی دستمان میآید. جدا از حقوق ناچیز و کار سخت دستیاران، رفتار پادگانی و سختگیریهای عجیب و غریب و رفتارهای تند و زننده اساتید علوم پزشکی با رزیدنتهایشان حالا دیگر از چاردیواری دانشگاههای علوم پزشکی بیرون زده و کم و بیش به فضای عمومی جامعه درز کردهاست. واقعیت این است که برخی از اساتید علوم پزشکی هیچ نسبتی با اساتیدی همچون دکتر قریب ندارند؛ پزشکی که میگفت «اگر پزشک هستی متعلق به خودت نیستی و اگر متعلق به خودت هستی دیگر پزشک نیستی!» یکی دو دهه اخیر اساتید بنام و بزرگان حوزه سلامت همه حرفهایشان بر سر درآمد پزشکان و چانهزنی برای افزایش تعرفههاست؛ اساتیدی که گفتار و رفتارشان موضوع اخلاق در سلامت را کمرنگ و پزشکی را از یک عشق به شغل و تجارت تبدیل کردهاست. با چنین نگاهی بدیهی است افرادی که میخواهند در این حوزه ادامه تحصیل بدهند و سختیهای رزیدنتی و رفتارهای پادگانی و سختگیریهای بیپایه و اساس اساتید را به جان بخرند، به سراغ رشتههایی بروند که لااقل درآمدش به سختی کارش بیرزد!
رفتار و گفتار اساتید بنام حوزه سلامت نشان میدهد رشتههایی همچون اورژانس، اطفال، عفونی یا بیهوشی جزو تخصصهایی نیست که بتوان با آن تجارت کرد و زیرمیزی گرفت. پس لااقل بخشی از معمای خالی ماندن ظرفیت تخصص در چنین رشتههایی ریشههای فرهنگی و اخلاقی است که موجبشده نگاه به پزشکی از حکمت و طبابت به ثروتاندوزی و تجارت تغییر کند.
