نازوب، كی فكرش را میكرد روزی برسد كه مردم حوصله نداشته باشند خودشان را تكان بدهند تا چربیهایشان آب شود و دستگاههایی بگیرند كه آنها را تكان بدهد، بلكه چربیهای نشسته بر شكم، پهلوها و رانهایشان به قول خودشان بسوزد؟
كی فكرش را میكرد آدم بتواند لم بدهد روی مبلش، كنترل تلویزیونش را دستش بگیرد و سیر آفاق و انفس كند و همزمان، دستگاهی هم باشد كه ریز و سریع شكم گندهاش را تكان بدهد و عین گوشت كبابی داغش كند تا سرانجام كمر باریك شود؟
كی فكرش را میكرد كسی باور كند كه چربی مثل بنزین سوختنی است تا چه رسد به آن كه كسانی باور كنند دستگاهی هم برای سوزاندنش اختراع شده است؟ كی فكرش را میكرد روزی برسد كه آدمها بنشینند پشت میزهایشان و سرگرم كار شوند و در آن بیتحركی قطر دور كمرشان هی بیشتر شود تا بتوانند پولی جمع كنند و دستگاهی بخرند كه لاغرشان كند.
هیچ كس باور نمیكرد، اما اتفاق افتاده است و حالا مردم، پولشان را خرج خرید ویبراتورهایی میكنند كه اصطلاحا به آنها میگویند چربیسوز و نهتنها واقعا لاغرشان نمیكند و میزان چربی بدنشان را كاهش نمیدهد، بلكه لرزش شدیدشان به مرور زمان ستون فقرات را كج و كوله میكند.
