
اقتصاد۲۴- در روزگاری نهچندان دور، سینمای ایران رنگارنگ بود؛ هر ژانری برای خود جایی داشت و هر مخاطبی سهمی از این جشن هنر میبرد. فیلمهای اجتماعی، تاریخی، درام و حتی ترسناک در کنار کمدی میدرخشیدند و به مخاطبان امکان میدادند از زوایای مختلف با هنر هفتم مواجه شوند. رفته رفته، اما با تغییرات سیاسی و اجتماعی جامعه، گیشه نیز رنگ دیگری به خود گرفت. حال بعد از هر بزنگاه و حادثه سیاسی در ایران، یک الگوی از پیش تعیین شده در اکران شکل میگیرد؛ یخبندان مجوزها برای آثار اجتماعی، فشار مضاعف بر روایتهای واقعگرا و تزریق پرحجم کمدیهای «بیخطر» به گیشه.
این وضعیت پس از وقایع سالهای ۸۸ و ۹۸ وجود داشته، اما از ۱۴۰۱ به اینسو، این سیاست بهجای استثنا، قاعده شد؛ سالنها با خندهای اجباری پُر شدند تا گفتوگو درباره واقعیت به حاشیه برود. اما حالا فروش برخی آثار اجتماعی از جمله «پیرپسر» نشان میدهد این مهندسی نه تنها پایدار نیست، بلکه با نخستین روزنه، تقاضای انباشته مخاطب فوران میکند.
باید گفت که هدف کوتاهمدت سیاستگذار فرهنگی پس از بحران، بازسازی تصویری «عادی» از زندگی روزمره است. کمدی، بهویژه از نوع غیرمسألهمحور، ابزار ارزانِ عادینمایی است. هم اثر «آرامبخشی» دارد، هم در عمل گفتوگو درباره مسائل اجتماعی را به حاشیه میراند. از طرفی آثار اجتماعی ذاتاً ریسک حساسیت برانگیختن دارند. یک دیالوگ، یک قاب، یک موقعیت میتواند تبدیل به حاشیه شود. مدیر ریسکگریز ترجیح میدهد انرژی خود را صرف «مدیریت بحران» نکند و با اکرانهای کمتنش، فصل را سر کند.
