آقا روحالله اخلاقی که داشت، گذشته از توجه بسیار زیاد به وظایف شغلی و سازمانیاش سعی میکرد خارج از محیط کار هم فعالیتهای دیگری داشته باشد. از سال ۱۳۸۶ تا هشت سال در حوزه مقاومت شهر صوفیان خدمت کرد و در مساجد این شهر فعالیت داشت. نهایتاً هم از سال ۱۳۹۵ در پایگاه فجر تبریز و هیئت امنای مسجد سادات تبریز فعالیت میکرد
جوان آنلاین: شهید روحالله اکبری متولد خانوادهای روستایی در باروج مرند بود. روحالله که از کودکیاش در هیئتهای مذهبی و کلاسهای قرآن شرکت میکرد، این عادت حسنه را تا پایان عمر حفظ کرد و به گفته همسرش رقیه رجائی، شهادت او مزد خدمت خالصانهاش در سپاه و استمرار حضور در هیئات مذهبی بود. روحالله که در زمان شهادت ۴۲ سال داشت و دارای دو فرزند پسر بود، سالها در روستای باروج مداحی میکرد. حالا پیکرش نیز در همین روستا به خاک سپرده شده است. مادر شهید در وصف نوجوانیهای شهید گفته بود: یک شب زمستانی که روح الله تا دیر وقت در هیئت بود، وقتی به خانه آمد گفتم میترسم در این شبهای زمستان گرگها به روستا بیایند و به تو حمله کنند. در پاسخ گفت تا وقتی این قرآن در دستم و روی سینهام قرار دارد، هیچ خطری من را تهدید نمیکند. پاسدار شهید روحالله اکبری عاقبت در ۳۱ خردادماه امسال بر اثر حملات هوایی رژیم صهیونیستی به شهادت رسید.
ازدواج شما با شهید اکبری به چه صورت بود؟
برادرم و شهید اکبری در پایگاه بسیج، هیئتهای مذهبی و کلاسهای قرآن با هم حضور داشتند و آشنایی آقا روحالله با خانواده ما هم از همان طریق انجام گرفت. شهید از آن دست جوانهایی بود که از کودکی در فضای مذهبی و مراسم ماه محرم و اینطور مسائل حضور داشت و به اصطلاح بچه هیئتی بود. وقتی به خواستگاریام آمد از شروطش برای انتخاب همسر مورد علاقهاش داشتن حجاب و عفاف و رعایت مسائل مذهبی بود. من هم دوست داشتم همسرم یک مرد خوش اخلاق و در عین حال مذهبی با خلوص نیت باشد. خانواده ما از اول انقلاب و دفاع مقدس در بسیاری از عرصهها حضور پرشوری داشته و دارند. هر دو خانواده از لحاظ فرهنگی و رعایت مسائل دینی و اخلاقی تقریباً یکسان بودند و این مسئله باعث شد ما مشکل خاصی در ازدواجمان نداشته باشیم؛ بنابراین بعد از ازدواج هم شهید اکبری را یک جوان مذهبی، با اخلاق و مهربان یافتم که خانواده دوست و اهل زندگی بود.
چند سال با ایشان زندگی مشترک داشتید؟
ما سال ۸۳ ازدواج کردیم و از زمان خواستگاری و عقد و ازدواج تقریبا ۲۲ سال زندگی مشترک داشتیم. او متولد اول خرداد ۶۲ بود و هنگام ازدواجمان فقط ۲۱ سال داشت. من بعد از ازدواج و در آن ۲۲ سال بیشتر او را شناختم. تقیدش به نماز اول وقت، خواندن نمازهای مستحبی و توجه به قرآن در زندگیاش بسیار پررنگ بود. قبلاً هم عرض کردم شهید اکبری خانواده را در اولویت قرار میداد و این عشق و علاقه به خانواده باعث شده بود ما یک زندگی شیرین و پر از لحظات زیبا را در کنار هم تجربه کنیم. چون آدم خوش اخلاقی بود، این حسن اخلاق منجر به ایجاد فضایی آرام در زندگی میشد. همسرم در کنار توجه به خانواده نسبت به مسائل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی هم حساس بود. به عنوان نمونه عرض میکنم در نمازجمعه شرکت میکرد، یا اگر راهپیمایی در روز جهانی قدس یا موارد دیگر بود، حتماً سعی میکرد شرکت کند و خانواده را همراه خودش ببرد.
خود شهید فعالیت مذهبی یا فرهنگی خاصی داشتند؟
اصالتش به روستای باروج مرند برمیگشت و پسوند اسمش هم روحالله اکبری باروجی است. همسرم مداح روستای باروج بود و هم به عنوان یک مداح و هم به عنوان یک عزادار، بسیار به آقا امام حسین (ع) و آقا حضرت ابوالفضل (ع) عشق میورزید و همیشه در مراسم محرم یا دیگر مراسم مربوط به اهل بیت، مداحی میکرد و حضور داشت. آقای اکبری یک آدم مذهبی و در عین حال بسیار ولایتمدار بود. هر وقت حضرت آقا سخنرانی داشتند، با دقت به حرفهای ایشان توجه میکرد و میگفت حرفهای آقا از یک پشتوانه قوی برخوردار است و ما باید فرمایشات ایشان را در مسائل مختلف رعایت کنیم. خیلی هم توجه داشتند که مبادا پشت رهبری را خالی بگذاریم و بسیار سفارش میکردند باید در همه امور از ایشان تبعیت کنیم.
