به گزارش خبرگزاری آنا، توییت اخیر دونالد ترامپ درباره تجمعات ایران که خودش اعتراض نامگذاری کرد، بخشی از سناریوی فشار روانی و سیاسی برای بینالمللیسازی تجمعات مسالمت آمیز روزهای اخیر در ایران است. وی در این پیام با ادبیات تهدیدآمیز تلاش کرده همزمان به مردم سیگنال حمایت خارجی و به حاکمیت هشدار مداخله بدهد. البته با گذری بر تاریخ چند سال گذشته در کشورهای منطقه همچون لیبی، سوریهِ، افغانستان، عراق و غیره میتوان دید که این پیام چندان هم غریب نیست.
بلهِ اظهارات ترامپ در ظاهر با ادبیات حمایت از مردم بستهبندی شده، اما در سطح تحلیل راهبردی، بیش از هر چیز واجد کارکرد ادراکی است. چنین مواضعی معمولاً در چارچوب «مدیریت ادراک» طراحی میشوند؛ یعنی ایجاد فضای روانی ملتهب، القای امکان مداخله خارجی و تحریک بازیگران میدانی به رفتارهای پرهزینهتر.
استفاده از واژگانی مانند «مسلح»، «آماده» و «مهیای اقدام» واجد پیام دوگانه است؛ از یکسو برای مردم این تصور را ایجاد میکند که پشتوانه خارجی در صورت تشدید تجمعات وجود خواهد داشت و از سوی دیگر، برای حاکمیت نقش هشدار و تهدید غیرمستقیم ایفا میکند. این دقیقاً همان نقطهای است که یک پیام سیاسی، از موضع اظهار نظر خارج شده و وارد حوزه فشار میشود.
