راننده ماشینهای اینترنتی با لهجه شیرین مشهدی از «آقا مجید» پرسید بازار چطور است؟ از حرفهای بعدی راننده معلوم است که آقا مجید هم نگران سلامتی او است.
گروه اقتصادی: راننده ماشینهای اینترنتی با لهجه شیرین مشهدی از «آقا مجید» پرسید بازار چطور است؟ از حرفهای بعدی راننده معلوم است که آقا مجید هم نگران سلامتی او است. راننده گفت: «خوبی این ماشینها این است که یک مسافر سوار میکنی. معمولاً هم مسافرها سالم هستند وکسی سرفه و عطسه نمیکند.» یک سرفه بیخ گلویم را میخاراند، اما جرأت بروز ندارم. راننده ادامه داد: «آقا مجید آنقدر دستهایم را شستم که زخم شدهاند اصلاً دوستشان ندارم.» بعد هم گفت: «دستکش که دستم میکنم دستهایم پیر میشود. دستهایم را دوست ندارم.» دوباره بحث را به بازار کشاند. گفت: «آقا مجید کاسبها دم عید بیمشتری ماندهاند.»

