به گزارش بولتن نیوز به نقل از پترونت، مذاکرات
هستهای که از روز پنجشنبه و با خوشبینی نسبی در ژنو آغاز شد، در نهایت
در روز شنبه و بدون توافق بر سر یک بیانیه مشترک پایان یافت. لوران فابیوس
وزیر امور خارجه فرانسه روز جمعه پا به ژنو گذاشت تا یکبار دیگر شگفتی ناشی
از موضعگیریها فرانسه در مسائل بینالمللی را به رخ تمامی ناظران
بکشاند. بعد از این که سارکوزی توانست به عنوان یک «کوتوله سیاسی» بر صندلی
ریاستجمهوری فرانسه تکیه بزند، این بار نوبت به فرنسوا اولاند رسیده است
تا ثابت کند که تقدیر رهبری سیاسی در فرانسه این است که در دست انسانهای
«متوسط به پایین» بچرخد.
1) لوران فابیوس به مثابه یک شبح روز جمعه وارد ژنو شد. این شبح روز شنبه
از تاریکی بیرون آمد و در گفتگو با رادیو فرانسه عنوان کرد: «هماکنون که
ما صحبت میکنیم، سانتریفیوژهایی در ایران میچرخند که جهت غنیسازی
اورانیوم برای بمب هستهای مورد نیاز هستند. اما ایران مسیر دوم و مجزایی
را نیز به سمت سلاحهای هستهای، با ساخت یک راکتور آب سنگین در اراک که
پلوتونیوم تولید میکند، دنبال مینماید.» این سخنان بیسابقه در حالی بر
خلاف تمامی ادعاهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی عنوان میشد، که گوینده
آنها نه در کنگره آمریکا و نه در کابینه بنیامین نتانیاهو، بلکه بر کرسی
وزارت امور خارجه فرانسه تکیه زده است.
اما چنین اظهارنظری که گوینده خود نیز بیشک نسبت به پوچ بودن آن واقف
است، عمق استیصال دولت فرانسه را نشان میدهد. فرانسه از سال 2007 تاکنون
با بحرانی مواجه بوده است که حیات سیاسی دولتمردان این کشور را با کابوسی
پایانناپذیر روبرو ساخته است. این کابوس ابتدا سارکوزی را پس از گذشت چهار
سال از ریاستجمهوریاش از الیزه راهی خانه کرد و اکنون محبوبیت فرانسوا
اولاند، رئیس فابیوس، را به 30 درصد رسانده است. نه جنگ فرانسه در لیبی و
بعد از آن در مالی و نه حمایت تمامقد اولاند از حمله به سوریه هیچکدام
نتوانستهاند مانع از این شوند تا همزمان با این سخنان فابیوس، مؤسسه
استاندارد اند پورز رتبه اعتباری فرانسه را کاهش ندهد. وقتی اولاند
بهعنوان کاندیدای حزب سوسیالیست فرانسه، در مقام رهبر و مجری نئولیبرالیسم
ظاهر شده است- حزبی که بنا به عقبه و گرایش سیاسی خود قطعاً میبایست
سیاستهای مبتنی بر دولت رفاه را رهبری کند و نه سیاستهای نئولیبرالیستی
را- شگفتی این موضعگیری فابیوس در برابر شگفتی سیاستهای اولاند رنگ
میبازد. وقتی اولاند این تناقض را با خود حمل میکند که سیاستهای دولتش
به کلی بر ضد منافع کسانی است که به وی رأی دادهاند، سردرگمی فرانسه در
امور بینالمللی و شنا کردن در خلاف مسیر آب، کاملاً توجیهپذیر میشود.
