فلاسفه درباره هر درباره هر دو مسئله از دیدگاه های متفاوت به بحث و جدل پرداخته اند و چشم انداز های پیچیده تازه ای را به روی آنها گشوده اند . در سطح کلان ، درآمد سرانه به منزله تنها مقیاس خام را مورد انتقاد قرار داده اند ، تأکید کرده اند که باید به توزیع ثروت و در آمد نیز توجه نموده و به این نکته که ارزیابی حوزه های جداگانه دیگری از زندگی انسان برای تعیین میزان کامیابی مردم ضروری است . پیشنهادات متعددی درباره نحوه انجام اینکار صورت گرفته ، که مهم ترین آنها در این کتاب گردآوری و ارائه شده اند . در سطح فردی ، مقوله فایده اندازه پذیر به شیوه های گوناگون دشواری مورد انتقاد قرار گرفته است . حتی آن فلاسفه ای که همچنان فایده را بهترین معیار اندازه گیری کیفیت زندگی می دانند معتقدند این مقوله باید به شیوه های مختلف ، به ویژه با حذف ترجیحاتی که به نحو نادرست شکل گرفته اند اصلاح شود . بعضی دیگر شدیدا از مقوله فایده انتقاد کرده اند و پیشنهاد کرده اند که باید به جایش توانمندی های مردم را اندازه بگیریم ، یعنی آنچه آنها می توانند در حوزه های گوناگون زندگی خود انجام دهند .
