مترجم:
مهدی تدینی
انتشارات:
نشر کتاب پارسه
کد کتاب:
196155
196155
شابک:
978-6224520256
978-6224520256
قطع:
رقعی
رقعی
تعداد صفحه:
248
248
سال انتشار شمسی:
1405
1405
سال انتشار میلادی:
1954
1954
نوع جلد:
شومیز
شومیز
سری چاپ:
1
1
«سرمایهداری و تاریخنگاران» به ویراستاری فریدریش آگوست فون هایک، اثری جمعی است که نخستین بار در سال ۱۹۵۴ منتشر شد و به یکی از مناقشهبرانگیزترین مسائل تاریخ اقتصادی میپردازد: انقلاب صنعتی و گسترش سرمایهداری چه تأثیری بر زندگی طبقات کارگر گذاشت؟ برخلاف تصوری که نام هایک بر جلد کتاب ایجاد میکند، او تنها نویسنده اثر نیست، بلکه مقدمهای مهم درباره پیوند تاریخ و سیاست نوشته و مقالات تامس اشتون، لوئیس هکر، ویلیام هارولد هات و برتران دو ژوونل را گرد آورده است. مسئله مشترک این نوشتهها فقط دفاع از بازار آزاد نیست؛ نویسندگان میخواهند نشان دهند که روایت ما از گذشته چگونه به داوری سیاسی درباره اکنون شکل میدهد. هایک در مقدمه استدلال میکند که نفوذ تاریخنگاران بر افکار عمومی گاه از نظریهپردازان سیاسی نیز بیشتر است. بیشتر مردم آثار تخصصی اقتصادی را نمیخوانند، اما تصویرشان از سرمایهداری از راه کتابهای درسی، مطبوعات، ادبیات و روایتهای عمومی تاریخ ساخته میشود. هنگامی که انقلاب صنعتی صرفا دورهای از استثمار، فقر شهری و نابودی زندگی سنتی معرفی شود، مخالفت با بازار به نتیجهای بدیهی تبدیل میشود. از نگاه هایک، مشکل فقط جانبداری آشکار نیست؛ انتخاب شواهد، تعیین نقطه مقایسه و نسبت دادن علتها نیز میتواند روایتی ظاهرا خنثی را به ابزاری سیاسی بدل کند. تز اصلی کتاب بر ضرورت مقایسه تاریخی دقیق استوار است. نویسندگان ساعات طولانی کار، محیط ناسالم کارخانهها، کار کودکان و دشواری زندگی شهری را انکار نمیکنند، اما میپرسند کارگران صنعتی را باید با چه کسانی مقایسه کرد. سنجیدن وضعیت آنان با معیارهای رفاهی امروز، تصویری گمراهکننده میسازد. مقایسه معنادار باید میان زندگی کارگر کارخانه و گزینههای واقعی پیش روی او در جامعه پیشاصنعتی انجام شود؛ گزینههایی مانند کشاورزی کمبازده، بیکاری فصلی، گرسنگی و فقدان امکان جابهجایی اجتماعی. بر این مبنا، ظهور کارخانه لزوما آفریننده همه بدبختیهای آن عصر نبود و چهبسا بخشی از جمعیتی را جذب کرد که پیشتر نیز در وضعیتی شکننده زندگی میکردند. ساختار کتاب از نقد تاریخنگاری به بررسی شواهد اقتصادی حرکت میکند. اشتون منشأ تصویر منفی سرمایهداری در تاریخنگاری بریتانیا را بررسی میکند، هکر همین گرایش را در نوشتههای مورخان آمریکایی پی میگیرد و دو ژوونل نگرش روشنفکران اروپای قارهای به سرمایهداری را تحلیل میکند. سپس اشتون با مطالعه سطح زندگی کارگران انگلستان میان سالهای ۱۷۹۰ تا ۱۸۳۰ و هات با بررسی نظام کارخانهای، بحث را از قلمرو روایت به میدان دادههای تاریخی میبرند. این چینش نشان میدهد که کتاب به همان اندازه که درباره سرمایهداری است، درباره شیوه ساختهشدن دانش تاریخی نیز سخن میگوید. نیرومندترین بخش استدلال، توجه آن به گزینههای تحققنیافته و مسئله علیت است. همزمانی فقر با گسترش صنعت ثابت نمیکند که صنعت علت فقر بوده است. باید پرسید بدون صنعتیشدن، رشد جمعیت، درآمد واقعی و فرصتهای شغلی چه مسیری پیدا میکردند. این تذکر روششناختی همچنان معتبر است، اما پاسخهای کتاب را نمیتوان حکم نهایی دانست. پژوهشهای بعدی نشان دادهاند که بهبود سطح زندگی کارگران بریتانیا آهسته، نابرابر و محل اختلاف بوده است. برخی برآوردها از رشد محدود درآمد واقعی تا میانه قرن نوزدهم سخن میگویند و برخی دیگر دورهای را تشخیص میدهند که بهرهوری افزایش یافت، اما دستمزدها با همان سرعت بالا نرفتند. بنابراین نه روایت سیاه فقیرترشدن همگانی کافی است و نه روایت روشن بهبود سریع و فراگیر. ارزش «سرمایهداری و تاریخنگاران» بیش از آنکه در تبرئه کامل سرمایهداری باشد، در آشکارکردن سیاست پنهان در روایت تاریخ است. کتاب به خواننده یادآوری میکند که آمارها بدون زمینه سخن نمیگویند و هر داوری به نقطهای برای مقایسه وابسته است. میتوان با گرایش اقتصادی هایک موافق نبود و همچنان پرسش بنیادی او را جدی گرفت: چه کسی گذشته را روایت میکند و از میان امکانهای آن، کدام تصویر را به حافظه عمومی میسپارد؟ تاریخ در این کتاب دادگاهی با رأی قطعی نیست؛ اتاقی است پر از پروندههای گشوده که هر نسل باید دوباره چراغش را روشن کند.
درباره فردریش فون هایک
فردریش فون هایک، زاده ی 8 می 1899 و درگذشته ی 23 مارس 1992، اقتصاددان و فیلسوف سیاسی اتریشی بود. فون هایک تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته ی حقوق و علوم سیاسی در اتریش به پایان رساند و در سال 1931 به منظور ارائه ی سخنرانی، به مدرسه ی اقتصادی لندن دعوت شد. همین اتفاق، زمینه ی ملاقات و آشنایی او با کینز و نظریات وی درباره ی سیاست پولی و تورم را فراهم کرد. فون هایک در طول سال های 1962 تا 1967 استاد اقتصاد سیاسی دانشگاه فرایبورگ بود و در زمان بازنشستگی به عنوان استاد افتخاری در دانشگاه سالزبورگ به تدریس ادامه داد. او به عنوان یکی از بزرگترین اقتصاددانان و فیلسوفان سیاسی قرن بیستم شناخته می شود و در سال 1974 جایزه ی نوبل اقتصاد را از آن خود کرد.
