حالا حرفم را راحت نمی زدم. چیزهایی می گفتم که مردم دوست داشتند بگویم. واقعأ هیچ کسی دیگر مرا نمی شناخت. هم تیمی هایم نه هیچ کس دیگری.
اینجا یک چیز است که باید بدانید، حتی روزهای اولم در مالمو با آئودی باشگاه سر تمرین می رفتم. آنجا می ایستادم و سر تکان می دادم، درست مثل زمانی که توی مدرسه بودم، که البته هرگز برایم مهم نیست مردم چه فکر می کنند.
فلسفه ام این است که کارها را به روش خودم انجام دهم.
