سارا قدیمی
در دره جیغ میکشد و خشخش میکند، صدادار و بیصدا، چالهها را خشک میکند و لانهها را از درختها میکند.
طبیعت، پیش از هرچیز، ولخرج است. باور نکنید وقتی میگویند طبیعت اقتصادی و صرفهجوست، چون برگهایش به خاک بازمیگردند. آیا ارزانتر نبود اگر اصلا برگها را بر درخت نگه میداشت؟ همین کار ریزش برگها بهتنهایی طرحی انقلابی است، زاییدۀ ذهن شیدای مالیخولیایی با سرمایۀ بیپایان. افراط! طبیعت هرچیز را دستکم یک بار امتحان میکند. این همان است که نشانۀ حشرات میگوید. هیچ شکلی آنقدر هولناک نیست، هیچ رفتاری آنقدر شگفتیآور نیست. اگر با ترکیبات آلی سروکار داری، بگذار ترکیب شوند. اگر جواب داد، اگر جانی در آن دمید، بفرستش تا در علفها جیرجیر کند؛ همیشه جا برای یکی دیگر هست؛ تو خودت هم چندان خوشقیافه نیستی. این اقتصادی است ولخرجانه؛ هرچند هیچچیز از دست نمیرود، همه خرج میشود.
