برچسب ناداستان

کتاب تاریخ روابط معنوی و سیاسی ایران و فرانسه

نویسنده: س‍ی‍ف ال‍دی‍ن ق‍ائ‍م م‍ق‍ام‍ی انتشارات: دانشگاه تهران کد کتاب: 203405 شابک: 2006002399140 قطع: وزیری تعداد صفحه: 280 سال انتشار شمسی: 1349 نوع جلد: شومیز سری چاپ: 1 کد کتاب: 203405 شابک: 2006002399140 قطع: وزیری تعداد صفحه: 280 سال انتشار…

کتاب از کارمندی تا استقلال مالی

نویسنده: پرهام ملک محمدی نوری انتشارات: کلید آموزش کد کتاب: 200569 شابک: 978-6002747914 قطع: رقعی تعداد صفحه: 252 سال انتشار شمسی: 1405 نوع جلد: شومیز سری چاپ: 1 کد کتاب: 200569 شابک: 978-6002747914 قطع: رقعی تعداد صفحه: 252 سال انتشار…

هنوز نمی‌دانیم چگونه باید روایت کنیم

به‌دلیل کارکرد روایت در ثبت دل‌نشین و تأثیرگذار رخدادهای مهم، بسیاری از اشخاص و نهادها تصمیم به برگزاری دوره‌های آموزش و تربیت روایت‌نویس کردند تا مناسبت‌های مهم کشور به شیوه ادبی اما استاندارد در کتاب‌ها ثبت شود. اما این فزونی روایت و روایت‌نویسی در عرصه ادبی کشور آسیب‌ها و معایبی را هم به‌دنبال داشته است.

نویسنده‌های زن قدیمی

آنچه از تاریخ اجتماعی زنان در گذشته می‌دانیم، اغلب از طریق خاطره‌نویسی، روزمره‌نویسی، سفرنامه‌نویسی و دیگر شکل‌های نگارش زیست به ما رسیده است. این منابع تاریخی بخشی از پرسش‌های ما را درباره چگونگی زیست زنان آن دوران پاسخ می‌دهند؛ اما نه همه آنها را. در واقع پرسش‌‌های اساسی درباره اینکه زنان عصر صفوی یا قاجار […]

کارخانه ترس سازی

تابستان‌های اتاقم معروف است به «منطقه‌ عسلویه». شب و روزش فرقی ندارد. کافی‌ است پایت برسد به دم در اتاق. شرجی‌بودن هوا می‌زند توی صورتت و پرتت می‌کند کنار مشعل‌های برافروخته‌ شهر عسلویه. سال‌ها هرچه به والدینم اصرار می‌کردم که یک سیستم خنک کننده در این اتاق نصب کنید، با خنده و مسخره‌بازی حرف دلشان را می‌زدند که: «دیگه معلوم نیست سال دیگه توی این خونه باشی که! شاید زمستون نرسیده خونه شوهری! پس نمی‌صرفه برا اتاقت کولر خرید!» اگر هم می‌خواستند مراعاتم را بکنند و حس سرراهی بودن یا زیادی بودن در آن خانه را به من ندهند کم‌آبی را بهانه می‌کردند و می‌گفتند همین که یک کولر در این خانه کار می‌کند، کافی‌ست و نباید بیشتر از این آب مصرف کرد. 

کتاب رسیدن به روشنایی

نویسنده: زهره نجف زاده انتشارات: جمکران «رسیدن به روشنایی» داستان زندگی مردی است که از همان اول هم پیشانی‌اش بلند بود. سیدسجاد روشنایی، از بچگی، اهل امام حسین(علیه السلام) بود، وسط خانه دم می‌گرفت و برای ارباب می‌خواند. آقاسیدسجاد آن‌قدر…