کتابی که جاسوسی را به دردسر انداخت

کتاب را به اهداییه‌ای برای مروان داخل پاکت گذاشتم: «برای اشرف مروان، قهرمان مصر.» بسته را با پست سفارشی فرستادم تا مطمئن شوم به دستش می‌رسد. همچنین شماره تلفن و نشانی خانه‌ام را هم برایش نوشتم تا اگر مایل بود، با من تماس بگیرد.

جمعه ۲۹ خرداد ۱۴۰۵ – ۱۱:۳۹
کتابی که جاسوسی را به دردسر انداخت

با نگاهی به «جاسوسی که سقوط کرد»؛

کتابی که جاسوسی را به دردسر انداخت

کتاب را به اهداییه‌ای برای مروان داخل پاکت گذاشتم: «برای اشرف مروان، قهرمان مصر.» بسته را با پست سفارشی فرستادم تا مطمئن شوم به دستش می‌رسد. همچنین شماره تلفن و نشانی خانه‌ام را هم برایش نوشتم تا اگر مایل بود، با من تماس بگیرد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، «از یکی از دانشجویان مصری‌ام که با خانواده اشرف مروان آشنایی داشت، نشانی او را در لندن گرفتم. یک نسخه کتابم را در آن به ماجرای جاسوسی مروان برای موساد اشارات سربسته‌ای کرده بودم برداشم، صفحات مربوط به او را علامت زدم وکتاب را به اهداییه‌ای برای مروان داخل پاکت گذاشتم: «برای اشرف مروان، قهرمان مصر.» بسته را با پست سفارشی فرستادم تا مطمئن شوم به دستش می‌رسد. همچنین شماره تلفن و نشانی خانه‌ام را هم برایش نوشتم تا اگر مایل بود، با من تماس بگیرد. سپس با اشتیاق و اضطراب منتظر عکس‌العمل او ماندم. اما هیچ خبری نشد و او مطلقا واکنشی نشان نداد.» سطور بالا بخشی از کتاب «جاسوسی که سقوط کرد» نوشته آرون برگمان ترجمه مهدی نوری در انتشارات ماهی است. برگمان در این کتاب شرح می‌دهد که چگونه در دو کتاب متوالی به اسرار یک جاسوس اشاره کرده و این جاسوس کسی نیست جز اشرف مروان، داماد جمال عبدالناصر. هر چند او با اشاره به جنگ یوم کیپور بر آن است که نشان دهد داماد جمال عبدالناصر یک جاسوس دو جانبه بوده است.

منبع  : خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *