05 آذر 1397 – 11:22
مرد 35 ساله در حالی که ابراز امیدواری می کرد شاید روزنه ای برای بازگشت همسر سابقش به زندگی او پیدا شود ،سرگذشت خود را برای مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری پنجتن مشهد تعریف کرد.

به گزارش روزنامه خراسان، او گفت: تازه خدمت سربازی را به پایان رسانده بودم که شرایط زندگی در روستا برایم سخت شد به همین دلیل تصمیم گرفتم برای یافتن شغلی مناسب و آغاز زندگی عاشقانه به مشهد مهاجرت کنم. آن روزها به تازگی جشن عروسی من و «کبوتر» برگزار شده بود.
وقتی تصمیم ام را با همسرم درمیان گذاشتم او گفت درکنار تو تا اعماق بدبختی ها نیز پرواز می کنم! این گونه بود که با دلی مالامال از عشق چمدانم را بستم و وارد هیاهوی شهرنشینی شدم اگرچه زندگی در غربت برایم سخت بود اما عشق «کبوتر» به زندگی ام گرما می بخشید. خلاصه در یکی از هتل ها مشغول کار شدم و اوضاع اقتصادی ام رونق گرفت. سه سال از زندگی مشترکمان می گذشت که پزشکان وضعیت جسمانی کبوتر را برای بارداری مناسعمویش شدم.
این درحالی بود که ما با یکدیگر رفت و آمد خانوادگی نیز داشتیم. دیگر نمیتوانستم به راحتی از کنار این موضوع عبور کنم به همین دلیل از او خواستم تا حقیقت ماجرا را برایم بازگو کند. آن روز جمیله با بی شرمی نگاهش را به نگاهم دوخت و گفت در دوران مجردی عاشق پسرعمویش بوده و هیچ علاقه ای به من ندارد! همسرم ادامه داد: با اصرار خانواده اش مجبور به ازدواج با همسر اولش شده بعد از طلاق نیز به اجبار پدر و مادرش با من ازدواج کرده است. شنیدن این حرف ها بعد از 10 سال زندگی با او برایم غیرقابل تحمل بود به همین دلیل با فروش منزل مهریه اش را پرداختم و با گرفتن حضانت فرزندانم از او جدا شدم. حالا هم بعد از گذشت 15 سال دوباره با چمدان خالی از عشق به روستای زادگاهم بازگشتم…
انتهای پیام
