
شهروز دلافکار از اجرای نمایش «ویکنت شقهشده» میگوید؛
«کالوینو» چیزی را مطلق نمیبیند و دائما خیر و شر را در موقعیتهای مختلف جابهجا میکند
دلافکار گفت: متن کالوینو این امکان را به شما میدهد که جهان دیگری خلق کنید. میتوان در آن بهسراغ فرمهای مختلفی رفت؛ از اکسپرسیونیسم و فانتزی گرفته تا سوررئالیسم. بهنظرم این متن اجازه میدهد شکلهای متنوعی از بیان اجرایی را در آن وارد کنید. امکانی که شاید در بسیاری از متنهای دیگر وجود نداشته باشد.
سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – مهسا بهادری؛ «ویکنت شقهشده» در نگاه شهروز دلافکار بازخوانی عریان انسان در روزگار دوپارگی است. دلافکار در تازهترین تجربه کارگردانی خود، با همکاری باقر سروش در بازنویسی متن، به سراغ کهنالگوی خیر و شر رفته است. مفاهیمی که در این نمایش، در خاکستریترین وضعیت ممکن به تصویر کشیده میشوند. او تلاش کرده تا با عبور از مرز واقعیت و خیال، جهانی سوررئال خلق کند که در آن، مرزبندیهای اخلاقی برای مخاطب امروز رنگ میبازند.
آنچه بیش از هر چیز «ویکنت شقهشده» را از آثار مشابه متمایز میکند، جسارت دلافکار در شکستن ریتم سنگین تئاتر فلسفی است. او با درک خستگی و بیقراری انسان امروز که در شتاب شبکههای اجتماعی غرق شده، فلسفه داستان را در قالب یک اجرای پرتحرک و تند ریخته است. در این گفتوگو، با شهروز دلافکار، کارگردان نمایش درباره چرایی این انتخاب فرمی، چالشهای دراماتورژی این اثر پیچیده و نسبتی که میان شقهشدن ویکنت و تنهایی انسان معاصر وجود دارد، به بحث نشستهایم.
چه چیزی در جهان داستانی ایتالو کالوینو باعث شد به سمت اجرای «ویکنت شقهشده» بروید؟
یکی از ویژگیهایی که در این متن برایم جذاب بود، این است که بهطور قاطع نمیگوید چه چیزی خوب است و چه چیزی بد. متن در مرز میان خیر و شر حرکت میکند و تصمیم نهایی را به عهده تماشاگر میگذارد. کالوینو آدمها را به دو دستهی خوب و بد تقسیم نمیکند؛ بلکه نشان میدهد در هر خوبی، بخشی از شر وجود دارد و در هر موقعیتی که بهظاهر خوب است، ممکن است وجهی منفی هم پیدا شود. همین نگاه چندلایه و پرهیز از صدور حکم قطعی، چیزی است که در آثار کالوینو دوست دارم. او بهجای اینکه پاسخ مشخصی ارائه دهد، مخاطب را در موقعیتی قرار میدهد که خودش دربارهی شخصیتها، رفتارها و مفاهیم نمایش قضاوت کند.
کالوینو در آثارش مرز میان واقعیت، خیال، افسانه، فلسفه و طنز را به شکل ویژهای از میان برمیدارد. هنگام کارگردانی نمایش، تا چه اندازه تلاش کردید این ویژگی را به اجرا منتقل کنید؟
متن کالوینو این امکان را به شما میدهد که جهان دیگری خلق کنید. میتوان در آن بهسراغ فرمهای مختلفی رفت؛ از اکسپرسیونیسم و فانتزی گرفته تا سوررئالیسم. بهنظرم این متن اجازه میدهد شکلهای متنوعی از بیان اجرایی را در آن وارد کنید. امکانی که شاید در بسیاری از متنهای دیگر وجود نداشته باشد.
در «ویکنت شقهشده» دست کارگردان برای تخیل باز است. متن این ظرفیت را دارد که چنین صداهایی را در خود بپذیرد و مرزهای معمول را کنار بزند. این ویژگی برای کارگردانی بسیار جذاب است، چون شما را به سمت یک فضای تخیلی و سوررئال هدایت میکند؛ فضایی که هم ماجرا را عجیب و فانتزی میکند و هم امکان تجربههای تازهی اجرایی را به وجود میآورد. از نظر تصویری، شاید بتوان برخی لحظههای این جهان را با فضای آثار تیم برتون مقایسه کرد. جهانی که در آن تخیل نقش مهمی دارد و واقعیت، افسانه و طنز در هم میآمیزند.

