کالبدشکافی یک عشق کهن

در جنگ اخیر شاهد هستیم عده‌ای دست به وطن‌فروشی می‌زنند که با دهه‌ها شعار‌هایی مانند ما آریایی هستیم، عرب نمی‌پرستیم، مدعی بودند وطن‌پرستان واقعی آنها هستند و کسانی که در جمهوری اسلامی ایران از کشور دفاع می‌کنند وطن‌پرستان واقعی نیستند

در جنگ اخیر شاهد هستیم عده‌ای دست به وطن‌فروشی می‌زنند که با دهه‌ها شعار‌هایی مانند ما آریایی هستیم، عرب نمی‌پرستیم، مدعی بودند وطن‌پرستان واقعی آنها هستند و کسانی که در جمهوری اسلامی ایران از کشور دفاع می‌کنند وطن‌پرستان واقعی نیستند

جوان آنلاین: یک نفر در صفحه شخصی خود در توئیتر نوشته است: «تو خوابم هم نمی‌دیدم یک روز برای لاریجانی و تنگسیری گریه کنم و دلم بخواد قالیباف سلامت باشه و گوشه خیابون به بیانیه (آیت‌الله) مجتبی خامنه‌ای گوش بدم. فکر نمی‌کردم پرچم ایران رو تو خیابون‌ها تکون بدم. اینا اثرات جنگه. جنگ اسرائیل و امریکا و سلطنت‌طلب‌های بی‌وطن با این خاک.» این توئیت با استقبال تعداد زیادی از کاربران، اتفاقاً خارج از ایران نیز روبه‌رو شده که از حس حالی شبیه به این می‌گویند: افرادی که تا دیروز حتی خود را برانداز جمهوری اسلامی ایران می‌دانستند، امروز نگران این هستند که مسئولان نظام سالم و سلامت باشند و بتوانند از وطن مادری‌شان دفاع کنند؛ احساسی که این روز‌ها فارغ از هر نوع گرایشی وطن‌پرستی نامیده می‌شود. 
در هیاهوی زندگی روزمره، گاه واژگانی چنان دستمالی می‌شوند که معنای حقیقی خود را از دست می‌دهند و تبدیل به یک کلمه عادی خالی از معنی می‌شوند. جامعه ممکن است آنقدر این کلام را شنیده باشد که معنای واقعی آن را فراموش می‌کند. وطن‌پرستی احتمالاً یکی از همین واژگان است؛ کلیدواژه‌ای که هم بر سردر دانشگاه‌ها و مساجد نقش بسته و هم در کوچه و بازار، مرز میان دوست و دشمن را ترسیم می‌کند. اما جنگ اخیر نشان داد نه تنها عده‌ای معنای واقعی این کلام را فراموش کرده‌اند، بلکه حتی رفتاری برعکس وطن‌پرستی که امروز به عنوان وطن‌فروشی شناخته می‌شود را نیز انجام می‌دهند. 
وطن‌پرستی مفهومی نیست که امروز و دیروز مثلاً در پی جنگ‌های اخیر یا جنگ ایران و عراق از سوی جمهوری اسلامی ایران ساخته شده باشد. با نگاهی گذرا به تاریخ به خوبی می‌توان دید که مفهوم وطن و در پی آن وطن‌پرستی تاریخی همزمان با شکل‌گیری جوامع انسانی دارد. هرچند این مفهوم شاید در ابتدا به شکل ساختار یافته امروز قابل شناسایی نبود، اما از همان ابتدا نیز قبایل و گروه‌های انسانی با این واقعیت آشنا بودند که برای حیات اجتماعی سالم نیاز دارند تا از محدوده‌ای که متعلق به آنهاست محافظت کنند. این مفهوم کم‌کم در متون دینی، اخلاقی و انسانی نیز جای خود را باز کرده است. 

 کالبدشکافی مفهوم وطن‌پرستی
برای فهم وطن‌پرستی، ابتدا باید آن را از همسایگان پر سر و صدایش مانند ملت‌گرایی یا شوونیسم جدا کنیم. وطن‌پرستی در اصیل‌ترین معنای خود، یک احساس تعلق و دلباختگی عاطفی به یک سرزمین و فرهنگ است. این عشق، بر خلاف تصور رایج، پدیده‌ای مدرن نیست. ردپای آن را باید هزار سال پیش، در تمدن‌های ایران، یونان و روم جست‌و‌جو کرد، جایی که شهروندان به پاتریا یعنی سرزمین پدری سوگند وفاداری می‌خوردند. وفاداری در آن دوران، نه بر اساس نژاد یا زبان که بر اساس ارزش‌های مدنی مشترکی، چون آزادی و حاکمیت قانون تعریف می‌شد. 
اما ملت‌گرایی داستان متفاوتی دارد. این پدیده، عمدتاً محصول قرن نوزدهم و تحولات پس از انقلاب فرانسه است. ناسیونالیسم، از عشق به وطن عبور می‌کند و به ایدئولوژی برتری‌طلبی می‌رسد. ناسیونالیست، مرز می‌کشد و دیگری را طرد می‌کند. وطن‌پرست، به وطنش عشق می‌ورزد؛ ملت‌گرا، ملتش را از دیگر ملل بالاتر می‌نشاند و، اما شوونیسم چهره افراطی و بیمارگونه این ماجراست. این واژه برگرفته از نام نیکولا شوون، سرباز متعصب ناپلئون است که با تعصبی کورکورانه، حتی پس از نابودی امپراتوری فرانسه، بر برتری آن پای می‌فشرد. شوونیسم، عشق آمیخته با جهل و ستیزه‌جویی است. شوونیست، نقد را برنمی‌تابد و هر صدای مخالفی را خیانت می‌پندارد. در ادبیات سیاسی جهان، شوونیست یک دشنام است و نشانه تعصب لجوجانه. 
 وطن‌فروش
در کنار مفهوم وطن‌فروشی، یکی از پرمناقشه‌ترین مفاهیم در این حوزه، واژه وطن‌فروشی است. در تاریخ معاصر و قوانین بین‌الملل، وطن‌فروشی جرمی مشخص با تعریفی روشن شامل همکاری آگاهانه با دشمن خارجی علیه منافع کشور و امنیت هم‌میهنان است. نمونه بارز آن، همکاری برخی دولت‌های دست‌نشانده یا جاسوسان با ارتش‌های اشغالگر در طول جنگ‌های جهانی بود و البته در طی جنگ اخیر نیز شاهد نمونه‌های متعددی از همکاری اطلاعاتی تا حتی همکاری رسانه‌ای و تبلیغاتی با دشمنان ایران بودیم. امروزه با توجه به گستردگی ابزار‌های اختلال دشمنان در جوامع، حکومت‌ها در سراسر جهان مجبور به تفسیر موسع اتهام وطن‌فروشی شده‌اند و در حالی که در گذشته برای وطن‌فروشی افراد نیاز داشتند ضربه‌های فیزیکی ملموسی به هموطنان خود بزنند، اما فضای مجازی موجب شده که حوزه‌های دیگری نیز در این خصوص شکل بگیرد. هرچند در بسیاری از نظام‌های حقوقی از جمله ایران، عنوان مجرمانه وطن‌فروشی به صورت مستقل وجود خارجی ندارد و آنچه هست عناوینی، چون جاسوسی یا همکاری با دولت متخاصم است، اما واژه وطن‌فروش بیش از آنکه در قانون مورد تصریح قرار بگیرد در میان مردم و رسانه‌ها به منظور نشان دادن خشم خود از رفتار عده‌ای که تا دیروز آنها را هموطنان خود می‌دانستند به کار برده می‌شود. 

 مخالفت با حکومت یا وطن
قلب مسئله در این است که گاهی ممکن است تفاوت بنیادینی میان وطن و حکومت وجود داشته باشد. در نگاه مدرن، وطن صرفاً یک محدوده جغرافیایی نیست؛ وطن به معنای مردم، زبان، تاریخ، رنج‌های مشترک و آرزو‌های جمعی است و حکومت، نهادی سیاسی است که در یک بازه زمانی مشخص مسئولیت اداره این سرزمین را بر عهده دارد. 
بسیاری از شهروندان که با سیاست‌های حاکمان همسو نیستند، به این دلیل در وطن می‌مانند که وطن را بزرگ‌تر از حکومت می‌دانند. برای یک کرد، بلوچ، فارس یا ترک، عشق به کوه و دشت و کویر این سرزمین و تعلق به فرهنگ غنی آن، ربطی به وزیر و وکیل این دوره ندارد. آنان با ماندن، نه از حاکم که از تاریخ و هویت جمعی خود دفاع می‌کنند و حتی اگر نقدی نیز به شیوه حکومت‌داری دارند، نه از سر دشمنی با خاک که از سر دلسوزی برای مردم همین خاک است. 

 نگاه اسلام به حب وطن
از نظر اسلام وطن‌دوستی یک امر فطری است. اسلام، دین فطرت است. قرآن کریم در آیات متعددی اخراج از وطن را در ردیف فتنه‌انگیزی و قتل قرار داده است. این آیات به وضوح نشان می‌دهند که از منظر قرآن، تعلق به سرزمین مادری یک ضد ارزش نیست، بلکه ارزشی است که نقض آن ظلم محسوب می‌شود. این تعلق، ریشه در حب ذات یا خوددوستی دارد که پایه بقای انسان است. 
شاید مشهورترین جمله در این باره، حدیث «حب الوطن من الایمان» باشد. هرچند بسیاری از محدثان و رجالیون شیعه و سنی، این جمله را از نظر سند ضعیف می‌دانند، اما نکته مهم اینجاست که علمای اسلام، به‌رغم ضعف سند، از رد مطلق محتوای آن خودداری کرده‌اند. استدلال آنان این است که اگر عشق به وطن در مسیر آبادانی، عدالت‌خواهی و حفظ ارزش‌های انسانی باشد، با روح ایمان سازگار است، اما اگر این عشق به تعصب نژادپرستانه و برتری‌جویی منجر شود، از مدار ایمان خارج می‌شود. همان‌طور که پیامبر اسلام (ص) با شعار‌های قبیله‌ای عصر جاهلیت به شدت مبارزه کرد و فرمود آنها را زیر پا بگذارید و از نگاه اسلام، هویت اصلی انسان، تقوا و ایمان است، نه قومیت و ملیت. اما اسلام با وطن‌پرستی مدنی (عشق به مردم و آبادانی) همراه است، اما با ناسیونالیسم سیاسی (برتری‌جویی نژادی و ستیز با دیگران) سر ستیز دارد. 
زیباترین نمود وطن‌دوستی در تاریخ اسلام را شاید بتوان در لحظه هجرت پیامبر (ص) از مکه دید. آن‌گاه که حضرت محمد (ص) در حالی که قریش او را از خانه و کاشانه‌اش بیرون رانده بودند، رو به کعبه کرد و با اندوه فرمود که به خدا سوگند، تو نزد من محبوب‌ترین سرزمین‌ها هستی و اگر قومت مرا بیرون نمی‌کردند، از تو بیرون نمی‌رفتم. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *