
به گزارش مجله خبری نگار، چند روز پیش سعید جلیلی در یک سخنرانی به انتقاد از تعدد کافهها در مسیر رفت وآمدش پرداخت و از همان مشاهده ساده به این نتیجه رسید با این مضمون که «گفتمانی شکل گرفته که دیگر نیازی به خانواده نیست و باید کافه رفت». او سپس با لحنی هشداردهنده پرسید «تبعات این روند چیست؟» آن زمان، بسیاری تصور کردند با یک واکنش اتفاقی به یک موقعیت خاص مواجه شدند؛ اما چند روز بعد، این تصور فروریخت. جلیلی همان خط فکری را در شبکه اجتماعی ایکس ادامه داد و صریحتر نوشت: «غرب سیاستهایی را برای تقویت فردگرایی دنبال میکند، آنها سه محیط تعریف کردهاند: خوابگاه، محل کار و مکانی سوم، مانند کافه… در این پارادایم، دیگر خانواده معنا ندارد؛ این نگاه در تقابل با فلسفه زوجیت اسلام است.» برخلاف سخنرانی اول که کمابیش نادیده گرفته شد، توئیتها با نقدهایی مواجه شد که عمده آن متمرکز روی این بود: «چرا در حالی که میلیونها ایرانی با دغدغه معاش زندگی میکنند، مسئلهای به عنوان «خطر» برجسته میشود که دور از واقعیت عینی مردم است؛ یعنی خطرناک دانستن اینکه چرا بخشی از جوانان و خانوادهها به کافه میروند»؛ اما در دل این واکنشها به سخنرانی و توئیتهای جلیلی موضوعات دیگری نادیده گرفته شد؛ از جمله اینکه اساساً قرائت جلیلی از نظریه «مکان سوم» کاملاً اشتباه است و او بهجای خود مکان سوم در حال نقد برداشت خودش از این موضوع است که با اغراق زیادی هم بیان شده است. موضوع دیگر اینکه پشت این موضع گرفتن علیه تعدد کافهها و کژکارکرد دانستن آنها، واقعاً دغدغه خانواده نهفته یا چیز دیگری است؟
