گروه سینما و تلویزیون: داریوش مودبیان در نظر دارد قصههای کوتاه اسلاومیر مروژک نویسنده نامآشنای لهستانی را در چهار شب از جمعه دوم تا دوشنبه پنجم تیرماه در تالار موزه استاد عزتالله انتظامی روخوانی کند. این شيوه قصهخوانی یا اجرای قصه در یکی، دو سال اخیر بارها از سوي او تجربه شده و در همه این موارد از این برنامهها استقبال شده است.
به گزارش بولتن نیوز به نقل از روزنامه شرق، داریوش مودبیان سالهاست که در انجام تلهتئاتر صاحب تجربههای درخشانی شده و علاوه بر سینما در زمینه تئاتر، ترجمه و نشر نیز فعالیت گسترده داشته است. او بازیگری، کارگردانی، فیلمنامهنویسی و مترجمی را در کارنامه خود دارد و فعالیت هنری را با تئاتر تلویزیونی «ضحاک ماردوش» در سال ۱۳۴۳ آغاز کرد. او در سال ۱۳۵۳ در رشته بازیگری و کارگردانی تئاتر از دانشکده هنرهای دراماتیک تهران فارغالتحصیل شد. در سال ۱۳۵۹ مدرک فوقلیسانس تخصصی مطالعات هنرهای نمایشی را از دانشگاه سوربن پاریس و در سال ۱۳۶۰ فوقلیسانس تخصصی زبانشناسی را از مؤسسه مطالعات علوم انسانی پاریس دریافت کرد.
درباره مروژک داستاننویسی بگویید که ما بیشتر در ایران در مقام نمایشنامهنویس معتبر و جهانی او را میشناسیم؟
بله مروژک نمایشنامهنویس بزرگ و اندیشمند جهان تئاتر و طنزنویس بزرگ جهان
است. اما در این سالها بسیاری از آثارش به فارسی برگردانده شده و در سال
٤٦ برای نخستینبار لیلی گلستان مجموعه داستان فیل را از مروژک به فارسی
برگرداند و انتشارات روزن هم چاپش کرد. اینگونه با داستانهایش آشنا شدیم
که این داستانها برای دهه ١٩٦٠ است که دوره نخست کارهایش است و در این
دوره پلیس، استریپتیز، کارول و در پهنه دریا را نوشته است. البته گلستان
هم تمام داستانهای مجموعه فیل را ترجمه نکرده و شاید برخی از داستانها از
فرهنگ هم دور بوده است یا بر حسب ملاحظاتی چنین نشده است.
چگونه این قصهها خوانده میشود؛ گروهی یا فردی؟
تکنفره است. روی صحنه، قصهخوانی و شخصیتهای گوناگون را بازی میکنم. من هر شب ١٠ داستان را میخوانم.
ربطش با نقالی ایرانی چیست؟
بله بهلحاظ قصه با نقالی ما نزدیک است اما با این تفاوت که در نقالی
شاهنامه خوانده میشود اما من بیشتر قصههای امروزی را روخوانی میکنم. یک
نوع روخوانی نمایشی است چون به اجرا هم نزدیک میشود. اگر اینها را فرصت
کنم و از بر کنم، دیگر یک نمایش خواهد بود اما الان هم متن را در دست
میگیرم که بهتر آنها را یادآوری کنم و در بین روخوانیها، توضیح هم میدهم
و مثل پیشپرده و استندآپ دیالوگ هم با مخاطبان برقرار میکنم. درست مثل
همین مجموعه مروژک که مروژک کوچولوی مصور نام دارد و در آن یک کاریکاتوریست
لهستانی برای هر قصه تصاویری هم گذاشته است که کارش را جذاب میکند. من هم
این جذابیت را با بازی ایجاد میکنم.
شاید تماشاگر از بازیگر میخواهد که داستان را
با صدای بلند بخواند و با تأکید بر فضاسازی این اجرا صورت میگیرد.
فضاسازی اداره و اتفاقاتی که برای اشخاص میافتد. در این داستانها همچنین
اول شخصی هست که قصه با آنها شروع میشود که این باید خود مروژک باشد چون
خودش را مطرح و نقد میکند و او ناظر و پیشبرنده قصه است و بقیه را باید
از دید او بازی کنم. البته پارسا پیروزفر در اجرای ماتريوشکا شکل کاملشده
این قصهها را اجرا کرد چون او در قصهها دست برد و برایشان دیالوگ نوشت و
سعی کرد تکتک نقشها را بازی کند. بهنظر کارش بسیار دیدنی بود.
موسیقی هم زنده است؟
