کار فرهنگی از خستگی و سطحی‌نگری رنج می‌برد 

آسیب‌ها و اختلالات ناشی از ضعف سامانه‌های فرهنگی نهاد‌ها و دستگاه‌های تصمیم‌ساز و مجری است. جبهه فرهنگی انقلاب به تشکیلات قوی و منسجم و روزآمد، حذف بوروکراسی، نوسازی و نوزایی فرهنگی متناسب با نیاز‌های روز و پدیده‌های نوین نیازمند است تا با فهم درست کار فرهنگی و تربیتی و پرهیز از خرافات و تناقضات عقلی به نو‌سازی ساختارها، تشکیلات فعال فرهنگی و رشد، توسعه و فعال‌سازی این سامانه‌ها کمک کند

آسیب‌ها و اختلالات ناشی از ضعف سامانه‌های فرهنگی نهاد‌ها و دستگاه‌های تصمیم‌ساز و مجری است. جبهه فرهنگی انقلاب به تشکیلات قوی و منسجم و روزآمد، حذف بوروکراسی، نوسازی و نوزایی فرهنگی متناسب با نیاز‌های روز و پدیده‌های نوین نیازمند است تا با فهم درست کار فرهنگی و تربیتی و پرهیز از خرافات و تناقضات عقلی به نو‌سازی ساختارها، تشکیلات فعال فرهنگی و رشد، توسعه و فعال‌سازی این سامانه‌ها کمک کند

جوان آنلاین: هیچ ایرانی باهویت و بااصالتی نمی‌تواند در برابر کمرنگ‌شدن ارزش‌های فرهنگی، ملی و ناهنجاری در سطح جامعه و در میان نسل جدید بی‌تفاوت و بی‌دغدغه باشد. بی‌تردید چشم بستن برانحرافات و کجروی‌ها و عبور ساده‌اندیشانه از این نارسایی‌ها که ریشه‌های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و بخشی هم امنیتی و خارجی دارد، در بلندمدت می‌تواند یک آسیب جدی محسوب شود. بسیاری از صاحبنظران و تصمیم‌سازان سیاسی، فکری و مدیران و مجریان فرهنگ‌محوری را در اجتماع اولویت و مقدم بر هر گونه اقدامات قهری یا سلبی در کاهش ناهنجاری‌ها و سوءرفتار‌ها و قانون‌گریزی‌ها می‌دانند، اما عملاً از کار فرهنگی که خبری نیست هیچ، به موانع و محدودیت‌های این عرصه یا لزوم توجه به سایر عوامل هم بی‌اعتنایی می‌شود. برای مثال در زمینه فرهنگ حجاب و عفاف بیش از ۳۰ دستگاه، سازمان و نهاد دخیل، تصمیم‌گیر، تصمیم‌ساز و دارای مسئولیت هستند، اما عملاً خروجی عملکرد این جمع بسیار محدود، غیرقابل توجه و بی‌تأثیر است. در گفت‌و‌گو با دکتر محمد صادقپور، نویسنده، محقق، فعال فرهنگی، مدرس حوزه و دانشگاه عوامل مشکلات فرهنگی و به اصطلاح «خستگی فرهنگی» را که موضوع یک کار پژوهشی ایشان است به بررسی نشسته‌ایم. 

چه شد سراغ تألیف کتاب «خستگی فرهنگی» رفتید، این کتاب حاصل کار فکری است یا تجربی و عملی؟ 
 در رابطه با سؤال اول باید این را بگویم که خدا توفیق داد از دوران نوجوانی با مسجد و هیئت مأنوس بودم و جزو مربی‌هایی بودم که در همین مساجد، کلاس‌های احکام، عقاید، قرآن و امثال اینها برگزار می‌کردم. بعد از اینکه دانشجو و در دانشگاه قم مشغول تحصیل درس ریاضی محض شدم، همزمان کار مربیگری را هم در مسجد شروع کردم و خدا توفیق داد بعد از اتمام دانشگاه رفتم حوزه علمیه و در این مقطع مقداری کار‌های فرهنگی‌ام عمیق‌تر شد و بیشتر تم مذهبی پیدا کرد و پس از مدتی هم فرماندهی پایگاه مسجدی را پذیرفتم. ما تیمی بودیم که از قدیم با همدیگر کار می‌کردیم، چند طلبه و دانشجو که درآن مجموعه همراه هم بودیم. ابتدا فرمی را طراحی و هدف‌گذاری یک ساله، پنج ساله و ۱۰ساله کردیم. فعالیت‌های دقیق و عمیق در حوزه کار فرهنگی انجام شد و الحمدلله توانستیم در سال ۱۳۹۳ رتبه اول تهران و در سال ۱۳۹۴ رتبه اول کشور را در این حوزه کسب کنیم. این به برکت آن تیم خوش‌فکر بود که توانست این افتخارات را کسب کند. کم‌کم مشغول تدریس شدم. بعد از اینکه کارشناسی ارشد قبول شدم در حوزه علمیه مشغول تدریس در حوزه ادبیات عرب شدم و بعد هم به تبع تحصیلات دانشگاهی مشغول تدریس فقه و اصول در حوزه علمیه و در دانشگاه شدم و همچنین درس‌های حقوقی و در کنار همه اینها تجربیاتی که در این سال‌ها داشتم و آموزش‌هایی که دیدم و آموزش‌هایی که دادم در حوزه کار تربیتی و فرهنگی به تدریج در این حوزه هم کم‌کم مشغول کار و تدریس شدم؛ تدریس در حوزه تربیت فرزند، در حوزه خانواده خصوصاً مشاوره قبل از ازدواج و همچنین مشاوره به مجموعه‌های فرهنگی برای پیشبرد کارهای‌شان، بهینه‌سازی مجموعه‌ها و جلوگیری از هدررفت سرمایه مجموعه‌ها. با مجموعه‌های مختلفی رفت و آمد داشتم و صحبت کردم، در مجموعه‌های مختلفی هم خودم فعالیت داشتم و تجربیات خودم را نوشتم، بنابراین ماحصل این فعالیت‌ها شد این ۲۰عاملی که ما احصا کردیم. ممکن است افراد دیگری هم بتوانند به این ۲۰عامل اضافه و عوامل دیگری را هم احصا کنند که به این فرایند کمک بکند. 

عواملی که از ناکارآمدی فرهنگی احصا شده چرا منحصر به یک حوزه خاصی نیست و بیشتر در چه مراکزی قابل مشاهده هستند و برای رفع آن چه باید کرد؟ 
رفقایی را می‌دیدم که در همین سال‌ها فعالیت فرهنگی آنها با حداقل بهره وری به ثمر می‌نشست ولی به مرور هدررفت انرژی زیاد بود و این هدررفت‌ها باعث می‌شد او پس از مدتی خسته شود و تقریباً کار فرهنگی را رها کند و یک گوشه‌ای برود و به یک مصرف‌کننده کار فرهنگی تبدیل شود، اما اینکه چرا در حوزه‌های مختلف فرهنگی به یک حوزه خاصی اشاره نکردم، علتش این است که این عوامل در هر کار فرهنگی اگر وجود داشته باشد، چه در مسجد باشد یا کانون و حوزه یا دانشگاه، مدرسه یا در عرصه‌های هنری باشد، می‌تواند آن کار و پروژه فرهنگی را زمین بزند و مسئول فرهنگی را خسته کند، لذا این ۲۰ عاملی که ما احصا کردیم، عواملی هستند که در حوزه کار فرهنگی در هر جایی می‌تواند آسیب‌زننده و مخل فعالیت‌ها باشد. به طور مثال اشتباه در انتخاب هدف دومین بحثی است که ما در این کتاب به آن پرداخته‌ایم، یعنی یک فعال فرهنگی هدف اشتباهی را برای مجموعه خودش ترسیم کند. این موضوعی که هم در مسجد می‌تواند صادق باشد، هم در دانشگاه، هم در حوزه علمیه، هم در مدرسه‌های ما، هم در مراکز فرهنگی و هم در میان سیاستگذاران کلان ما مثلاً سیاستگذاران وزارت ارشاد، سیاست در حوزه علمیه، در سازمان تبلیغات اسلامی، در شورای عالی انقلاب فرهنگی و هر جایی این عامل می‌تواند آسیب‌های جدی وارد کند، اگر هدف اشتباه ترسیم شود، طبیعتاً جامعه‌ای را می‌تواند به مسیر اشتباهی ببرد، حالا این جامعه هدف می‌تواند یک مسجد باشد مثلاً با ۱۰۰ تا نوجوان، می‌تواند شورای عالی انقلاب فرهنگی باشد با میلیون‌ها ایرانی! 

می‌توان گفت نگارش این اثر برخاسته از حضور و نقش‌آفرینی شما در کف میدان است؟ چون در جای‌جای آن شاهد مثال‌های تجربی و محسوس هستیم؟ 
من از کف میدان پرتلاطم فرهنگی برخاسته‌ام و در همه این ۲۰سالی که مشغول کار فرهنگی بوده‌ام، ویژگی‌ها و ضعف‌های این عرصه را به خوبی دیده و لمس کرده‌ام. افراد موفق و افراد شکست‌خورده این مسیر را دیده‌ام، از آنجا که کار فرهنگی تمیز را بنده ادامه کار انبیا (ص)، شهدا و در راستای حفظ انقلاب اسلامی می‌دانم، تلاش کرده‌ام این کتاب را به زبان ساده در حوزه آسیب یابی و آسیب‌شناسی فرهنگی تدوین و تألیف کنم که جلوی خستگی و زمین‌خوردن و فرسودگی فعالان فرهنگی را بگیرد یا هدر‌رفت انرژی و توان‌شان را به حداقل برساند، بنابراین عواملی را که در این سال‌ها در کف میدان کار فرهنگی دیده‌ام، احصا کرده‌ام و برای اینکه از این قضیه پیشگیری کنیم، طبیعتاً باید از پیشگیری‌های اجتماعی استفاده کنیم. پیشگیری اجتماعی نیاز به زمان دارد، نیاز به آموزش و فرهنگ‌سازی دارد که باید با سیاستگذاری‌های کلان و برنامه‌ریزی دقیق به این مهم دست پیدا کنیم. 

آیا همه مشکلات، ناهنجاری‌ها و نابسامانی‌های جامعه با صرف فعالیت فرهنگی برطرف می‌شود یا مجموعه‌ای از عوامل دخیلند؟ این عوامل کدامند؟ 
فرهنگ به معنای عامش شامل هر نوع حرکت ایجابی و سلبی است، یعنی هم تشویق و هم تنبیه جزو کار فرهنگی محسوب می‌شود. این معنای عام کار فرهنگی است، اما آن فرهنگی که در ذهن شما و مردم جامعه نقش بسته است، غالباً به کار‌های آموزشی و ایجابی محدود می‌شود. من بر اساس آن اگر بخواهم توضیح بدهم، حتی خداوند هم معتقد نیست که همه کار‌ها باید با کار فرهنگی و امثالهم حل شود. شما به قرآن نگاه کنید، در کنار همه دعوت‌ها، همه استدلال‌ها و همه کار‌های ایجابی که خدا دارد و به آنها در قرآن کریم اشاره کرده، کار‌های سلبی هم وجود دارد، انذار و محرومیت هم وجود دارد. گاهی اوقات آن مشکل و معضل در جامعه آنقدر خطرناک است که خدا دستور به حذف می‌دهد. من معتقدم برخی از مردم با قربان و صدقه رفتن و با آموزش دیدن و با کار فرهنگی اصلاح می‌شوند، اما حتماً باید در کنار این مسائل فرهنگی و آموزشی، قوه قهریه هم وجود داشته باشد، مثلاً سارقی که کراراً مرتکب جرم می‌شود، خدا با او مواجهه سختی دارد، این آدم با قربان‌صدقه رفتن کارش پیش نمی‌رود. باید تنبیه کنیم، یک جایی باید قطع ید شود، یک جایی باید حبس شود. حبس ابد شود و امثال اینها که در حقوق و قوانین ما هست. این فقط محدود به کشور ما نیست که شما بگویید کشور اسلامی است. شما در لائیک‌ترین و سکولارترین کشور‌های دنیا هم بروید، در کنار همه فعالیت‌های فرهنگی و قانونی، اقدامات سلبی هم دارند، چون برخی از آدم‌ها هستند به جهت غلبه هوا‌های نفسانی در وجودشان و اینکه دنبال لذت‌های سیری‌ناپذیر دنیوی هستند، فعالیت‌های فرهنگی و پیشگیری‌های اجتماعی در آنها اثر نمی‌کند، بنابراین در این مرحله قانون باید محکم در برابر اینها بایستد، البته برای حل اکثر مشکلات ما باید از راهکار فرهنگی استفاده کنیم، اما در برخی از مشکلات و معضلات جامعه صرفاً راهکار فرهنگی کافی نیست. در کنار راهکار فرهنگی کار‌هایی مثل این پاکسازی محیط، پیشگیری وضعی، حل مسائل اقتصادی و رسیدگی به امور معیشتی و تعقیب دادرسی و محاکمه هم باید باشد تا ما بتوانیم معضلات و مشکلات اجتماعی را در جامعه رفع کنیم. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *