کار سخت تیم پزشکیان با حسین صمصامی بزرگترین منتقد اقتصادی

گرچه عبدالناصر همتی همراه دیگر وزرای کابینه از مجلس رأی اعتماد گرفت و راهی وزارت‌خانه متبوع خود شد، اما به نظر نمی‌رسد مخالفت‌های حسین صمصامی با او تمام شده باشد. این تازه اول کار است، و بهانه‌ای برای بازنگری در مجادله‌ای قدیمی در اقتصاد ایران.
گرچه عبدالناصر همتی همراه دیگر وزرای کابینه از مجلس رأی اعتماد گرفت و راهی وزارت‌خانه متبوع خود شد، اما به نظر نمی‌رسد مخالفت‌های حسین صمصامی با او تمام شده باشد. این تازه اول کار است، و بهانه‌ای برای بازنگری در مجادله‌ای قدیمی در اقتصاد ایران.

کار سخت تیم پزشکیان با حسین صمصامی بزرگترین منتقد اقتصادی

اقتصاد۲۴- حسین صمصامی پورمزرعه نام کامل نماینده ای است که در مقام مخالفت با عبدالناصر همتی او را متهم کرد در یکی از بزرگ‌ترین پرونده‌های فساد ایران گرفتار و متهم است؛ پرونده‌ای با مبنای امور ارزی، که دل‌مشغولی اصلی صمصامی است. گرچه عبدالناصر همتی همراه دیگر وزرای کابینه از مجلس رأی اعتماد گرفت و راهی وزارت‌خانه متبوع خود شد، اما به نظر نمی‌رسد مخالفت‌های صمصامی با او تمام شده باشد. این تازه اول کار است، و بهانه‌ای برای بازنگری در مجادله‌ای قدیمی در اقتصاد ایران.

روزنامه سازندگی در گزارشی که هنگام انتخاب شدن او به عنوان نماینده دوره جدید مجلس منتشر کرده است دلیل حساسیت او به مسائل ارزی را ناظر به زندگی شخصی او می‌داند: در حال تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد بود که فرصت تحصیل در یکی از دانشگاه‌های خارج از کشور برای او فراهم شد، اما به دلیل بحران ارزی نتوانست از کشور خارج شود.

بعید به نظر می‌رسد گرایش اقتصادی افراد اینچنین مستقیم تحت تاثیر عوامل روزانه زندگی باشد و با یک ناکامی برای ادامه تحصیل در فرنگ، مخالف با یک سیاست ارزی مشخص شوند. به ویژه اگر لنز را کمی بازتر کرد و دید استاد او که از اتفاق اقتصاد را در ایالات‌متحده خوانده بود، چه گرایشی در اقتصاد داشت و صمصامی چطور از آن ارث برد؛ ناصر شرافت جهرمی، استاد پیچیده اقتصاد دانشگاه شهید بهشتی که صمصامی تنها یکی از دولتمردان اقتصادی ایران است که تحت نفوذ مستقیم او قرار داشت. اما پیش از آن باید نگاهی به گرایش‌های مهم در اقتصاد سیاسی ایران در بعد از انقلاب بیاندازیم.

مدتی پس از درگیری‌های سال‌های نخست انقلاب، یک جریان اقتصادی -و نه سیاسی- لیبرال در ایران با محوریت چهره‌هایی، چون محمد طبیبیان، مسعود نیلی، موسی غنی‌نژاد و دیگرانی نظیر این طیف ساخته شد.

در نگاه اول به نظر می‌رسد دیدگاه سوسیالیستی هم در جهت‌گیری اقتصادی -و نه سیاسی- چندین نماینده در ایران دارد. البته که هیچ‌کدام از آن‌ها خود را سوسیالیست نمی‌دانند. برای نمونه برخی ایده‌های مسعود درخشان، مغز متفکر اقتصادی جبهه پایداری و به طور مشخص سعید جلیلی، بی‌شباهت به سوسیالیسم نیست. اما این شباهتی فریبنده است. به تجربه، وقتی یک نیروی رسمی چپ‌گرا در عرصه سیاسی حضور نداشته باشد، برخی ایده‌های سوسیالیستی را محافظه‌کاران تندروی راست‌گرا، همانند تیم جلیلی در خود جذب می‌کنند و در نهایت محافظه‌کار تندرو باقی مانند.

این مسئله در ایران معاصر چندان بی‌سابقه نیست. همان‌طور که قبل از انقلاب شاه و دربار ایده‌هایی مانند اصلاحات ارضی را از اپوزیسیون چپ خود مصادره به‌مطلوب کرد، در سال‌های بعد از انقلاب این اتفاق چندین بار افتاد؛ از جمله می‌توان به نشریات انقلابی در دهه ۶۰ و ۷۰ اشاره کرد که مهم‌ترین‌شان انتشار نشریه «سوره» به سردبیری مرتضی آوینی و هفته‌نامه «صبح» به سردبیری مهدی نصیری بود. این نشریات با رویکردی گزینشی وجه برابری‌خواهانه و پیشروانه چپ – از جمله در مورد تشکل‌یابی کارگران یا آزادی زنان- را کنار می‌گذاشتند و وجه استقلا‌ل‌طلبانه آن را متاثر از جنبش‌های استعمارزدایی آسیایی و خاورمیانه‌ای پررنگ می‌کردند.

در حوزه اقتصاد هم ماجرا همین بود. گروهی از بومی‌گرایان اقتصادی با رنگ‌ولعاب چپ در اقتصاد حضوری مقطعی در دولت‌ها داشتند.

منبع  : اقتصاد 24

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *