کارگاه فیلمسازی سینمای هنری در شیراز برگزار شد

در ادامه «هفته فیلم اروپایی» ، کارگاه فیلمسازی سینمای هنری و جلسه نقد و بررسی فیلم «پرواز به خانه» ساخته ماریام اونگر در پردیس سینمایی گلستان شیراز برگزار گردید.

در ادامه «هفته فیلم اروپایی» ، کارگاه فیلمسازی سینمای هنری و جلسه نقد و بررسی فیلم «پرواز به خانه» ساخته ماریام اونگر در پردیس سینمایی گلستان شیراز برگزار گردید.

به گزارش سوره سینما به نقل از روابط­ عمومی گروه هنر و تجربه، در این نشست که در ششمین روز از این هفته فیلم برگزار شد مجید اسلامی سخنان خود را درباره فیلم این­گونه آغاز کرد: «یکی از مهم ترین نکات فیلم «پرواز به خانه» که باعث جذابیت آن شده این است که خود را به زاویه دید یک شخصیت محدود می­کند و این مساله در سینما کمیاب است، چون کار دشواری است که در یک فیلم اطلاعات از طریق یک شخصیت به مخاطب داده شود. به طور واضح برای طراحی و نوشتن فیلم نامه زحمت زیادی کشیده شده تا این محدودیت را به ویژگی تبدیل کند که این مساله به جنبه­های دیگر فیلم هم کمک کرده است. ما کل جنگ و آن دوره تاریخی را در فضاهای محدودی می­بینیم که باعث شده فیلم کم­هزینه تر شود و البته تاثیرگذارتر. این فیلم از نظر طراحی تولید بسیار ویژه است. در ساختن تک تک فضاها و ساختمان­ها در فیلم و هویت بخشیدن به آن­ها تلاش زیادی شده است. کاری که در طراحی تولید این فیلم اتفاق افتاده، مثال زدنی است. در طول تماشای فیلم به این مساله فکر می­کردم که اگر این فیلم هالیوودی بود چطور ساخته می­شد، بدون­شک این اندازه صحنه­های تاریک نداشت. در فیلم خیلی از صحنه­ها تاریک است و با تکنیک لوکی ثبت شده است. این یک نوع سنت رایج در فیلم­های اروپایی­ست که در سال­های اخیر شکل گرفته است. در فیلم علاوه بر فیلمنامه، در کارگردانی هم تلاش شده که زاویه دید را به احساسات درونی دختر تبدیل کند. تعادلی که بین همه بخش­های فیلم اعم از فیلمنامه، کارگردانی، طراحی تولید، بازیگران و … وجود دارد، فوق العاده است.»

کاترینا ووپرمن در مورد فرآیند ساخت فیلم «پرواز به خانه» چنین توضیح داد: «خانم کریستین نستلینگر رمانی را با عنوان «بازگشت به خانه» ، در مورد دوران کودکی خود نوشته بودند. خانم میریام اونگر این کتاب را خواند و خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و تصمیم به ساخت فیلمی براساس آن کتاب گرفت. میریام اونگر طرح اولیه فیلمنامه را نوشت و بعد از خانم ساندرا بوهل، که دوست ایشان و فیلمنامه­نویس هستند، درخواست کرد که در نگارش فیلمنامه به او کمک کند. این مساله را هم ذکر کنم که نویسنده رمان، کریستین نستلینگر، به سختی قبول کرد که فیلمی براساس کتاب او ساخته شود. وقتی اولین نسخه­های طرح اولیه فیلم آماده شد به تهیه­کننده فیلم که یک خانم هستند، داده شد. تا اینجای کار همه عوامل فیلم خانم بودند. بعد برای جذب سرمایه اقدام کردند. چون این داستان در زمان جنگ جهانی دوم اتفاق می افتد، نیاز به لوکیشن خاصی داشت و کار سخت و پرهزینه­ای بود. در اولین کمیته سرمایه گذاری، این طرح برای ساپورت مالی رد شد، چون اولین تجربه تهیه­کننده بود و همچنین این مورد، پروژه سختی بود و آنها شک داشتند که از پس آن بر بیاید. در ادامه که به دنبال سرمایه گذار بودند، توانستند بودجه فیلم را در منطقه تیرول در جنوب ایتالیا تامین کنند. طی همین روند جذب سرمایه، تولید پروژه ۶ ماه به تعویق افتاد. اکنون به نقش من در فیلم به عنوان طراح تولید می­رسیم، یکی از مشکلاتی که داشتیم این بود که به خاطر این که حدود نیمی از بودجه فیلم در تیرول تامین شده بود و ما در مقابل تعهد داشتیم در آن منطقه فیلمبرداری کنیم و ایتالیا شباهتی به اتریش ندارد. پیدا کردن لوکیشن مناسب کار بسیار سختی بود و ما به دنبال جایی بودیم که روح اتریش را به مخاطب برساند. با جستجوی زیاد، توانستیم این ویلا را پیدا کنیم، اما در فیلمبرداری تلاش شد که کوه ها و ساختمان­های اطراف آن مشخص نباشد. یک سری فضاها مثل خانه پدربزرگ هم در استودیو ساخته شد و چالش این بود که آنقدر واقعی ساخته شوند که مخاطب متوجه این مساله نشود.»

منبع  : سوره سینما

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *