۱۴۰۳/۰۸/۲۹ ۱۰:۲۸

پرسش:
وقتی به زندگی امامان نگاه میکنیم، متوجه میشویم آنها برای رفع نیازهای دنیوی شخصی یا خانوادگی یا اجتماعی خویش، اصلا از معجزه استفاده نکردهاند و حتی برای هدایت جامعه و رفع مشکلات اجتماعی نیز از معجزه بهره نبردهاند؛ به همین دلیل، هم خودشان خیلی آسیب دیدند و هم به نهضت آنها آسیبهای زیادی وارد شد. در این صورت، چطور انتظار دارید که برای رفع مشکلات دنیوی و شخصی ما که گاهی خیلی مهم هم نیست (مثلا آشنا شدن با همسر مناسب یا رسیدن به شغل خوب یا رفع اختلاف با دیگران) آنها ورود کنند و معجزه کنند؟! آیا اصلا این انتظار درست است یا نه؟
پاسخ:
در نظام احسن، جهان بر اساس علت و معلول و اسباب و مسبّبات، آفریده و تدبیر میشود. توسل نیز به معنای استفاده از اسباب مناسب برای رسیدن به خواستههای مادی و معنوی است؛ به این شکل که چیزی یا کسی را در پیشگاه خداوند واسطه قرار میدهیم تا او وسیله تقرب ما به خدا گردد و حاجات مادی و معنوی ما برآورده شود. توسل معنای عامی دارد و در قرآن و روایات، مصادیق متعددی برای آن ذکر شده است. مهمترین و بارزترین مصمردم مبنی بر آوردن معجزه و کرامت را اجابت نمیکردند.(2) بر این اساس، یکی دیگر از علتهای نادر بودن کارهای خارق العاده به منظور اتمام حجت بود و به صورت حداقلی انجام میگرفت.(3)
نکته دوم
از سوی دیگر، امامان، رهبر و الگوی مردم هستند؛ بنابراین باید طوری زندگی کنند که بشود آنها را سرمشق قرار داد. اگر بنا بود پیامبر یا امام، مشکلات خود را به وسیله اعجاز و علم غیب حل کند، دیگر چگونه میتوانست سرمشق زندگی مردم عادی باشد و آنان را به صبر و بردباری و جهاد و… فراخواند؟! کسی که مسلح به سلاحی (کرامت) است که دیگران ندارند و همیشه از آن سلاح برای پیروزی خود استفاده میکند، نمیتواند الگوی مناسبی برای مردم باشد. ازاینرو، امام برای آن که بتواند به شکل عملی به تبلیغ و دعوت بپردازد و باعث رشد انسانها شود، چندان از علم غیب و کرامت بهره نمیگرفت.(4)
