نادر نینوایی – سالها است که از تولد پدیده رمزارز میگذرد؛ اگرچه خیلی از افراد، این پدیده جدید را تهدیدی برای پولهای رایج جهانی و خارج شدن دست دولتها و بانکهای مرکزی دنیا از نظام پولی و مالی دانستهاند، اما برای سالیان متمادی این پدیده از سوی دولتها چندان جدی گرفته نمیشد؛ زیرا آنها تصور میکردند که این قبیل پولها که پشتوانه شفافی ندارند با اقبال عمومی مواجه نشده و به علت ریسک بالا شکست خواهند خورد.
این پیشبینی البته غلط از آب در آمد و این پولهای دیجیتالی مشروعیت خود را نه از پشتوانههای مرسوم پولهای سنتی بلکه از اقبال عمومی گرفتند.
بعد از این سیاست جدیدی برای مهار و تخریب رمزارزها در دستور کار قرار گرفت. برخی آنها را فاقد پشتوانه اعلام کردند که هر لحظه امکان بیارزش شدن آن میرود. برخی آنها را قابل هک و سرقت اعلام کردند، برخی این پولها را طراحی نهادهای اطلاعاتی و امنیتی دانستند که هر لحظه امکان تعطیلی آن وجود دارد و در نهایت بر اساس سیاست جدیدی که آمریکا در پیش گرفت این پولها به عنوان ابزار مالی باندهای تبهکار، قاچاقچیها و تروریستها قلمداد شدند تا زمینه و امکان برخورد با آنها بیش از پیش فراهم شود.
