
سرویس اجتماعی تابناک- همین ابتدا سؤالی درباره کلیت این نوع حرفها به ذهن میآید: دقیقاً جرقه این حرفها چه زمانی در ذهن افراد شکل میگیرد؟ اصولاً چقدر زمان برای اندیشیدن صرف کردهاند که به این نوع حرفزدن میرسند؟
حرف بر سر اظهارات جدید آیت الله موحدی کرمانی، رئیس مجلس خبرگان، است.
آیت الله موحدی کرمانی، آنگونه که رسم این روزگار است، باز هم از راه رسیدهاند با نسخهای تازه برای مسئلههایی که روزی “نامسئله” بودند. اصلاً هنر ما همین است: تبدیل نامسئلهها به مسئله و فروماندن در حل آن. کلی هم بودجه تخصیص میدهیم و هزینه میکنیم برای نامسئلهای که تبدیلش کردهایم به مسئله، و نهایتاً هم تسلیم بیپاسخی و افسارگسیختگی آن خواهیم بود.
الان مردم می گویند آمدهاند این بار نه با تهدید، که با وعده تخفیف؛ تخفیف در مالیات و بخشودگی جریمه! گویا میخواهند حجاب را هم، مثل بنزین و سیمان، به کالایی تشویقی بدل کنند؛ بخرندش با چند تومان تخفیف و چند برگ بخشودگی.
آیت الله موحدی کرمانی عزیز، اگر حجاب و اصل آن را باور دارید، چرا با کارت تخفیف به حراجش میگذارید؟ میدانید این خرید و فروش چه معنایی دارد؟ یعنی انگار باوری به اصالت حجاب در شما نیز وجود ندارد. اگر اصل بود نمی گفتید فلان کار را بکنیم تا تعداد باحجاب ها زیاد شود. دارید کنید، بماند.
کاش به جای بازی با برگها و گلبرگها، به ریشهها میاندیشیدید. آن هم اندیشیدنی منطبق با عقل و منطق.
گاهی به نظر میرسد برخی چنان درگیر “چگونه وادار کردن” مردم شدهاند که فراموش کردهاند “چرا” باید این کار را بکنند. آنگاه نیز که چراییها رنگ میبازد و ترک برمیدارد، آدم به تقلاهای بیهوده میافتد و سر به هر سویی میکوبد. دنبال خریدار برای حرفهایش میگردد.
چراییها زمانی ترک برمیدارند که عملکرد خودمان یارای جبران و دفاع از آنها را ندارد. آن که بسیار خطا رفته است، چگونه میتواند دیگران را قانع کند که راهش همواره راهی مطمئن برای رسیدن است؟
این جادهها شاید برای رفتن و گشتن و چرخیدن مناسب باشد، اما به رسیدن نمیانجامد. البته اگر قصد رسیدنی، در ذهن راهرو باشد.
خبرنگار؛ محمد رضا رحمانی شیرازی
