باید در عمل به اقتصاد مقاومتی رسید. من ۱۳ سال است به طور مستمر در بسیج مشغول کارهای فرهنگی هستم که از جمله آن ارتباطگیری با خیران و تهیه بستههای غذایی و کمک معیشتی برای خانوادههای بیبضاعت است
جوان آنلاین: خانم سکینه شکری، متولد ۱۳۵۴ و ساکن روستای «گذرکجین» از توابع اسدآباد در همدان است که از ناحیه دوپا و یک دست معلول است. او تاکنون خود را محدود نکرده و از بیکاری متنفر است. به گفته خودش علاقهمند به ایجاد اشتغال برای روستاییان بوده و همین امر باعث شده است از سال ۱۳۸۵ مشغول به کارآفرینی شود و در کار خیرِ ایجاد شغل قدم بردارد. او حالا در زمینه پرورش بوقلمون و مرغ محلی بیش از مشاغل دیگر تبحر دارد و با تسهیلاتی که از سازمان بهزیستی گرفته، نه تنها برای خودش بلکه برای چندین نفر از همروستاییهایش هم شغل ایجاد کرده است و حالا در کنار هم در حال درآمدزایی و امرار معاش هستند. به همین بهانه سراغش رفتیم تا گفتوگویی با این خانم بسیجی کارآفرین داشته باشیم.
نمیخواهیم با کلمات بازی کنیم، اما واقعاً معلولیت راه پیشرفت شما را نگرفته است؟
اینکه وقتی عضوی از بدن مشکل داشته باشد، حتماً در کودکی انسان را آزار میدهد و در همان دوران نمیتوان مانند بقیه بچهها بازی یا کار کرد، اما خانوادهها باید بتوانند بچههای خودشان را راهنمایی کنند و به آنها آموزش دهند که میتوانند از دیگر استعدادها و قدرتهایشان استفاده کنند. من وقتی به سن جوانی رسیدم و کارهای زیادی را شروع کردم، به خودم ثابت کردم معلولیت بنده نباید باعث محدودیتم شود و به کنج خانه رانده شوم. به همین دلیل همیشه به دنبال انجام دادن کاری فراتر از آن چیز که بقیه انجام میدهند، بودم.
یعنی شما همپای دیگران کار میکردید؟
بله، از همان ابتدا و بعد از به کار گرفتن چندین نفر در کار، خودم هم مشغول بازاریابی و فروش محصولات تولید شده بوده و هستم، بنابراین تا حدود زیادی محدود به زمان و مکان خاصی نیستم و به طور کل معلولیت مانع از کار کردن من نشده است.
کارهایتان را در چه بخشهایی ایجاد و مدیریت میکنید؟
من وقتی واحد پرورش بوقلمون و مرغ را ایجاد کردم و چندین نفر مشغول کار شدند، باز هم راضی و قانع نشدم و در مورد تهیه سبزیجات خشک، بافتنی، گرده پزی، تولید عرقیجات و بستهبندی حبوبات کمی مطالعه و این کارها را هم شروع کردم. این کارها موجب شد تا برای بانوان روستایی و همسایههایم بتوانم ایجاد شغل و حرفهای کنم که آنها بتوانند روی پای خودشان بایستند.
چه چیزی شما را برای انجام این کارها تشویق و برایتان امیدآفرینی میکند؟
من متوجه شدم بسیاری از جوانانی که امروز بیکارند، به جای فکر کردن و دست به کار شدن، منتظر نشستهاند تا یک کار دولتی برایشان پیدا شود و پشت میز بنشینند. اگر میخواهیم به موفقیت برسیم باید تلاش کنیم تا به یک الگو تبدیل شویم.
