اینجا دیار کریمان و کارگاه قالیبافی روشندلان کارآفرینی است که بدون استفاده از نقشه و به صورت ذهنی گره بر تار و پود فرش میزنند و در هر گره و رج، شادی و غمهای خود را ثبت میکنند. آنانی که با چشم دلشان به گلهای قالی نقش میدهند، گره و رج در رج بر تار و پود قالی میزنند و رنگ قرمز برایشان حس قشنگی است که از بافتن بهدست میآورند.
قالیبافان نابینایی که با چشم دل به گلهای قالی نقش میدهند
شاید تا امروز داستان کارآفرینان زیادی را شنیده باشیم، اما اینبار یک خانم کرمانی کارگاه قالیبافی راهاندازی کرده که تمام قالیبافانش نابینا هستند. آنها با چشم دل به گلهای قالی نقش میدهند و حاصل دستشان قالیهایی است که نمیتوان برای آنها قیمتی تعیین کرد.
اینجا دیار کریمان و کارگاه قالیبافی روشندلان کارآفرینی است که بدون استفاده از نقشه و به صورت ذهنی گره بر تار و پود فرش میزنند و در هر گره و رج، شادی و غمهای خود را ثبت میکنند. آنانی که با چشم دلشان به گلهای قالی نقش میدهند، گره و رج در رج بر تار و پود قالی میزنند و رنگ قرمز برایشان حس قشنگی است که از بافتن بهدست میآورند.
خانم «مرتضوی» خیر و کارآفرینی است که با راهاندازی یک کارگاه قالیبافی در کرمان میگوید: «در حال حاضر ۱۵ هنرمند نابینا از سراسر استان به این کارگاه میآیند و مشغول کار هستند. آنها با عشق و علاقه مشغول بافتن میشوند و ماهانه ۲۰ متر مربع فرش تولید میکنند.»
او ادامه میدهد: «با ثبت اختراع روش بافت با جعبهرنگی، هنرجویان این مؤسسه و کارگاه میتوانند با تشخیص رنگ و استفاده از خط بریل نخ رنگی مدنظر را انتخاب کنند و کار بافت قالی را انجام دهند.»
این کارآفرین با افتخار به موضوع مهمی اشاره و عنوان میکند: «این طرح به نام روشندلان کارآفرین کرمانی به ثبت رسیده است.»
خانم مرتضوی میگوید: «این مجموعه جامع و کامل برای مهارت آموزی، توانمندسازی، پیشگیری و فرهنگسازی برای جامعه هدف نابینایان و کم بینایان با هشت کارگاه فعال راهاندازی شده که از شهرهای اطراف نیز به اینجا آمدهاند و در این مجموعه مشغول کار هستند.»
این بانوی کارآفرین تأکید میکند: «این مجموعه قرار است به یک مرکز ویژه مختص روشندلان ایران تبدیل شود که نیازمند حمایت و بازاریابی برای فروش محصولاتمان هستیم.»
«خواستن» با اراده قوی به «توانستن» تبدیل میشود
کارآفرینی سخت نیست به شرطی که ابتدا تواناییهای خودمان را بسنجیم و بعد از آن ظرفیتهای موجود اطرافمان را ببینیم. «حکایت دو جوان کارآفرین که با بازسازی خانه پدربزرگ، کارگاه تولید و پرورش قارچ خوراکی راهاندازی کردهاند» میتواند نمونه بارزی از خواستن و توانستن باشد که مدلهای مختلف آن در شهرها و روستاها زیاد است.
دو جوان روستای «بساب» استان یزد با هدف ایجاد اشتغال در روستا و مهاجرت معکوس به روستاها، یک کارگاه تولیدی قارچ در این روستا راهاندازی کردهاند. محمد عباسزاده یکی از این جوانان است که چندی پیش تصمیم میگیرد برای جوانان روستا کاری کند و خودش درباره عملی کردن ایدههایش میگوید: «با بازسازی خانه پدربزرگم و با هزینهکرد بیش از ۱۰۰ میلیون تومان، کارگاه کوچکی برای پرورش و تولید قارچ راهاندازی کردیم.» او میافزاید: «کار خود را با تولید ۲۵۰ کیلو قارچ در هر دوره دو ماهه پرورش شروع کردیم و اکنون با توسعه کارگاه در هر دوره دوماهه، یک تن تولید قارچ و پس از پنج دوره، پنج تن تولید قارچ داریم.»
به گفته این جوان کارآفرین، با راهاندازی کارگاه توانستهایم برای حدود ۳۰ نفر به طور مستقیم و غیرمستقیم اشتغالزایی کنیم. عبدالله ابراهیمی دیگر جوان کارآفرین است که در کنار دوستش دست به کار بزرگی زده است میگوید: «بسیاری از تجهیزات مورد استفاده کارگاه از جمله دستگاه رطوبت ساز، کار دست خودمان است و به جای خرید این دستگاه با قیمتی حدود ۲۰ میلیون تومان، آن را با هزینه حدود ۳ میلیون تومان ساختهایم.» وی میافزاید: «قارچ تولیدی خود را در شهرستانهای بافق، بهاباد و کوهبنان به فروش میرسانیم، اما وجود واسطه بین تولیدکننده و مصرف کننده باعث میشود بهرهوری لازم و کافی را نداشته باشیم.»
این جوان کارآفرین از مسئولان میخواهد آنها را حمایت کنند تا بتوانند با گسترش کارگاه خود برای افراد بیشتری اشتغالزایی کنند و از این همه مهاجرت جلوگیری شود.
