هر فیلمسازی نگرش و دیدگاه فنی و سینمایی خاص خود را در پرداخت و شکل دهی به تولید یک اثر درباره یک موضوع دارد و وقتی وارد جزییات میشویم در سفارشی بودن یا نبودن خود را نشان میدهد. الان شما ببینید درباره کودکان شهید مدرسه میناب میتوان آثار مختلفی از جنبههای مختلف تولید کرد. میتوان در عرض دو یا سه هفته فیلمهایی ساخت، اما این بستگی به توان و هنر فیملساز دارد که در کمترین زمان ممکن اثری بسازد که کف کیفیت را دارا باشد، اما برای آیندهای دورتر ما فیلمهای بهتری میخواهیم و فیلمهای بهتر هم معمولا با کمی فاصله از وقوع رویداد شکل میگیرند.
جوان آنلاین: سینمای ژانر جنگ هنوز هم در دنیا و کشورهای صاحب سینما به دلایل مختلف دارای اهمیت ویژهای است. آثاری که میتوانند انسانها را در موقعیتهایی نشان دهند که از آنها شخصیتهایی واقعیتر بروز کند و همین واقعیتر شدن آدمها سینمای جنگ را جذاب کرده است. تمایزها و شباهتهای فیلمسازی درباره جنگ ۱۲روزه و رمضان با فیلمسازی در دفاع مقدس هشتساله موضوعی است که با محمدتقی فهیم درباره آن به بحث و گفتوگو نشستیم.
به نظر میرسد پس از گذشت تقریباً یک سال از جنگ ۱۲روزه و نزدیک شدن به سالگرد این واقعه که با جنگ رمضان در اسفند و فروردین پیوند خورد و همچنان به نوعی درگیر آن هستیم و مقایسه واکنش سینمای کشور در این شرایط با دوران دفاع مقدس هشتساله میتوان قضاوتی در اینباره داشت. نظر شما چیست؟
معمولاً در شرایط بحرانی و جنگ و به ویژه جنگهایی که طولانی میشوند دو رویکرد در ساخت آثار هنری وجود دارد؛ یکی آثاری که با رویکرد تبلیغی و ترویج و حماسی ساخته میشوند و هدف آن از ساخت، روحیه دادن به جامعه و پشتیبانی روانی از اقشار مختلف مردم و افکار عمومی است. به شور آوردن رزمندگان و مردم در این آثار اهمیت ویژهای دارد. تأکید بر پرچم و حفظ وطن و سرزمین مادری در این آثار پررنگ است و به ویژه اگر جنگ ریشههای معنوی و قابل دفاع از ابعاد مختلف پیدا کند، این شورانگیزی از سوی خود تودههای مردم و اقشار مختلف بروز و ظهور پیدا میکند و شما میبینید دیگر لازم نیست لزوماً دولتها و حکومتها از بالا به شکلی یکطرفه و با تزریق بودجههای مالی هنرمندان را به تولید چنین آثاری ترغیب کنند و از دل جامعه به طور خودجوش آثاری تولید میشود یا میتوان گفت این تولیدات جنبهای دوطرفه دارد، یعنی حاکمیت و مردم در تولید این آثار به شکلی همدلانه در کنار هم قرار میگیرند که ما نمونه عینی آن را در دفاع مقدس و جنگ هشتساله شاهد بودیم که فیلمسازانی مثل رسول ملاقلیپور، احمدرضا درویش، ابراهیم حاتمیکیا و نیز کمال تبریزی و حتی ساموئل خاچیکیان و ایرج قادری پای ساخت آثاری درباره جنگ آمدند و برخی از پرفروشترین آثار تاریخ سینمای ایران در همین ژانر جنگی تولید شد. سیفالله داد فیلم کانیمانگا را میسازد که سالها در سالنهای سینمای سراسر کشور پخش شد و گیشهها از نمایش این اثر رونق داشت یا فیلم عقابهای مرحوم خاچیکیان که هنوز عنوان پرفروشترین فیلم تاریخ سینمای ایران را یدک میکشد و به لحاظ بیشترین بیننده رکورددار تاریخ سینماست. در واقع سازندگان و عوامل این آثار لازم نبود لزوماً به آنها سفارش بدهند و به طور خودجوش پای کار تولید این آثار میآمدند. در جریان جنگ ۱۲روزه و همین جنگ رمضان هم تا حدودی شاهد بودیم همین اتفاق افتاد و خیلی از فیلمسازان ما از همان ابتدا برای مشارکت در تولید اثر اشتیاق نشان دادند، چون احساس کردند باید سهم و نقش خود را در دفاع از کشور و سرزمینشان ایفا کنند و این مسئلهای غیرقابل انکار است.
در شرایطی که سرعت تولید اهمیت ویژهای دارد، فکر میکنید چقدر میتوان روی تولید فیلم درباره جنگ حساب باز کرد؛ فیلمی که درخور توجه باشد و مخاطب بتواند با آن ارتباط بگیرد؟
ما شاهد آثاری هستیم که در کوتاهمدت برنامهریزی و تولید میشوند و به پخش میرسند. در ابتدای جنگ هشت ساله شاهد تولید آثاری از این دست مثل فیلم پلاک که مرحوم حسین گیل بازی میکرد و فیلمی، چون عبور از میدان مین با بازی مرحوم سعید راد بودیم. پلاک یک اکشن جنگی به کارگردانی ابراهیم قاضیزاده ساخته سال ۱۳۶۴ بود که تبدیل به یکی از پیشتازان فهرست پرفروشترین فیلمهای سینمای ایران شد. این فیلم از سال ۶۵ تا ۸۲ در سینماهای کشور اکران میشد و هر سال هم فروش قابل توجهی داشت و مردم از دیدن آن استقبال میکردند و برخی شاید بارها برای دیدن آن به سینما میرفتند یا فیلم عبور از میدان مین که در سال ۶۲ ساخته شد و سعید راد و مجید مظفری آن را بازی کردند. اینها در کوتاهمدت به تولید میرسیدند و با یک چهره قهرمانانه در این آثار مواجه بودیم که همان فیلمها در دوره خودش خوب کار میکردند و جنبهای تبلیغی داشتند و کسی هم از آنها انتظار نگاههای عمیق فکری خاص نداشت، اما به لحاظ تکنیکی و فنی در بعد فیلمنامه و تدوین و فیلمبرداری و برخی مباحث علمی آثار استاندارد و قابل قبولی بودند.
وقتی نام فیلم در ژانر دفاع مقدس میآید، ناخودآگاه عدهای به یاد توپ، تانک، هواپیما و ادوات نظامی میافتند و آن جنبههای اجتماعی دفاع شاید صرفاً در پسوحاشیه ذهن افراد جای میگیرد. فکر میکنید برای اینکه یک تعادلی در این زمینه اتفاق بیفتد، چه کار باید کرد؟
الان در کشور ما شاهد یک موج ملیگرایی مبتنی بر ایدئولوژی مذهبی هستیم که بخشی از آن در قالب حضور پرشور خیابانی مردم قابل رؤیت است. این شور و این حضور در صحنه خودش میتواند منشأ تولید آثار زیادی باشد. بازتاب این شور مردمی این روزها با آثاری که بیشتر جنبه گزارش مستند دارد، از سوی صداوسیما و بخشهای دیگر انجام میشود، اما من فکر میکنم در این باره ما نیاز داریم به تولید آثار داستانی جدیتری که بتواند این وقایع را ماندگارتر کند. دولت و حاکمیت باید به شکل جدیتری به تولید آثار ورود کنند. در این شرایط به نظرم اشتیاق از سوی جامعه سینمایی و هنری وجود دارد و بخش دولتی باید این مسئله را مدیریت کند تا شاهد ساخت آثار با کیفیتی درباره نبرد مقابل دشمن متجاوز باشیم. حال این نبرد میتواند جنبه اجتماعی داشته باشد یا آن جنبه نبرد میدانی را دربرگیرد. مهم این است که الان دست فیلمسازان در بحث سوژه بسیار باز است. ما شاهد یک صحنه نبرد از کف خیابان تا میدان جنگ هستیم. از تهران و شهرهای دیگر که مردم در خیابانها حضور دارند و پرچم و پلاکارد دست میگیرند تا آبهای نیلگون خلیج فارس و پای لانچرها، یک صحنه عظیم در حال رقم خوردن است که میتواند پر از داستان و موقعیتهای ناب باشد تا هنرمند آنها را ثبت یا به اصطلاح شکار کند. به نظرم ژانر دفاعمقدس امروز از خیابان آغاز میشود و فیلمساز باید این صحنه را ببیند.
چقدر در این شرایط میتوان روی بخش خصوصی حساب کرد؟
به نظرم خیلی نمیتوان در چنین وضعیتی به بخش خصوصی تکیه کرد و منتظر آن ماند و طبیعی هم هست. در حال حاضر وضعیت اقتصادی قدری گرفتار بیثباتی است و بخش خصوصی بیشتر سعی میکند سرمایه خود را حفظ کند و برای دوره تثبیت تصمیم بگیرد. الان سینما آن رونق گذشته را ندارد و انگیزههای تجاری بخش خصوصی مثل سابق مرتفع نمیشود. مخاطبین هم از سینما رفتهاند. بنابراین از بخش خصوصی نمیتوان انتظار زیادی داشت. منظور از بخش خصوصی بعد سرمایهگذار اقتصادی ماجراست.
