بزرگترین تفاوت شروع مجدد جنگ با ایران در این نهفته که بازارها دیگر آن را یک بحران مقطعی یا حادثهای زودگذر تلقی نخواهند کرد، بلکه آن را نشانه ورود خاورمیانه به چرخهای از جنگهای تکرارشونده خواهند دانست و خلاصه اینکه بحران، ساختاریتر از آن چیزی است که پیشتر تصور میشد
جوان آنلاین: تنها دو هفته پس از برقراری آتشبس ۶۰ روزه میان ایران و امریکا، پرسشی که بیش از هر چیز ذهن دولتها، بانکهای مرکزی و بازارهای مالی را به خود مشغول کرده، این نیست که جنگ چه زمانی پایان مییابد، بلکه این است که اگر دوباره آغاز شود، اقتصاد جهان تا چه اندازه تاب تحمل آن را خواهد داشت؟ در نگاه نخست، شاید تصور شود دور دوم جنگ تفاوت چندانی با مرحله نخست نخواهد داشت، اما اقتصاددانان معتقدند بزرگترین تفاوت در همین نقطه نهفته است. اگر درگیری بار دیگر از سر گرفته شود، بازارها دیگر آن را یک بحران مقطعی یا حادثهای زودگذر تلقی نخواهند کرد، بلکه آن را نشانه ورود خاورمیانه به چرخهای از جنگهای تکرارشونده خواهند دانست. برداشتی که میتواند پیامدهای اقتصادی بسیار سنگینتری نسبت به دور نخست درگیری به همراه داشته باشد.
در جنگ اول، بسیاری از سرمایهگذاران امیدوار بودند تنشها ظرف چند هفته مهار شود و بازارها نیز بر همین اساس واکنش نشان دادند، اما آغاز دوباره جنگ پس از یک دوره آتشبس، این پیام را به بازارهای جهانی مخابره به کاهش رشد اقتصاد جهانی و افت تجارت بینالمللی منجر شود، این مزیت نیز موقتی خواهد بود.
آنچه دور دوم جنگ را از مرحله نخست متمایز میکند، صرفاً شدت درگیری نیست، بلکه تغییری است که در ذهن فعالان اقتصادی ایجاد خواهد شد. اگر آتشبس ۶۰ روزه فرو بپاشد، سرمایهگذاران به این نتیجه خواهند رسید که خاورمیانه وارد دورهای از بیثباتی مزمن شده است. در چنین شرایطی، «ریسک ژئوپلیتیکی» دیگر یک متغیر موقتی نخواهد بود، بلکه به بخشی دائمی از تصمیمگیریهای اقتصادی تبدیل میشود. شاید همین موضوع مهمترین تفاوت جنگ دوم با جنگ اول باشد.
در دور نخست، بازارها امیدوار بودند بحران زودگذر باشد، اما در صورت آغاز دوباره جنگ، آنچه قیمتگذاری خواهد شد، تنها موشکها و عملیات نظامی نیست، بلکه احتمال تکرار مداوم بحران در سالهای آینده است و این همان عاملی است که میتواند هزینههای اقتصادی جنگ دوم را به مراتب سنگینتر از نخستین رویارویی کند، حتی اگر دامنه نظامی آن گستردهتر نباشد.
