
اقتصاد۲۴- بیانیه مشترک رییسجمهور چین و شورای همکاری خلیج فارس حاوی نکات زیادی در ارتباط با ایران، از جمله «تاکید بر یک گفتگو جامع با شرکت کشورهای منطقه برای پرداختن به پرونده هستهای ایران و فعالیتهای منطقهای بیثباتکننده، پرداختن به حمایت از تروریسم و گروههای فرقهگرا و سازمانهای مسلح غیرقانونی و جلوگیری از اشاعه موشکهای بالستیک و پهپاد و…» است.
به گزارش اعتماد ، اما آنچه شگفتانگیزتر است تایید خصومت و تعرض امارات علیه تمامیت ارضی ایران در ارتباط با سه جزیره ایرانی ابوموسی، تنب کوچک و تنب بزرگ است که موجب خشم تمام ایرانیان شده است. از چین به عنوان یک عضو دایم شورای امنیت و کشوری که پیوسته در اختلافات سیاسی و ارضی بین کشورها بیطرفی کامل اختیار کرده و تمرکزش بر «رشد اقتصادی صلحآمیز» خود بوده، هرگز چنین خرق عادتی و اتخاذ موضعی تا به این حد خصمانه علیه ایران انتظار نمیرفت.
چین اگر گامی موثر در جهت اصلاح این اشتباه برندارد، هرگز از احترامی در بین مردم ایران برخوردار نخواهد بود. در ارتباط با میزان این خصومت آشکار کافی است که یادآوری کنیم که حتی جو بایدن، رییسجمهور امریکا در سفر ماه جولای ۲۰۲۲ به عربستان حاضر به درج چنین مواضع خصمانهای در بیانیه مشترک مورخ ۱۶ جولای با شورای همکاری خلیج فارس نشد.
جک استرا، وزیر خارجه اسبق انگلیس طی مصاحبهای با New Statesman مورخ ۱۸ نوامبر ۲۰۰۲ گفت: «بسیاری از مسائلی که من امروزه با آنها دست به گریبانم، ریشه در گذشته استعماری ما دارد.» با این فرض بسیار بعید که مقامات چینی از سوابق این سه جزیره مطلع نبودهاند باید به ایشان یادآوری کرد که این جزایر تا سال ۱۹۰۳ تحت حاکمیت و کنترل موثر ایران قرار داشتند و تعلق آنها به ایران مورد شناسایی دولت انگلیس که قیمومیت شیوخ عرب سواحل جنوبی را عهدهدار بود، قرار داشت.
انگلیس که پس از غلبه بر دزدان دریایی در ساحل جنوبی در دهه ۱۸۲۰ توانست طی معاهدات ۱۸۲۰، ۱۸۵۳ و ۱۸۹۲ شیوخ عرب را تحتالحمایه قرار دهد، در پی آن بود که برای بسط هژمونی خود بر خلیج فارس و جلوگیری از نفوذ رقبای امپریالیست، همه جزایر ایرانی در این پهنه آبی را تحت کنترل خود درآورد و از آنها برای استقرار امکانات نظامی و گشتهای دریایی استفاده کند. برای این منظور یکی از رایجترین راهها، ادعای تعلق جزایر ایرانی به شیوخ تحتالحمایه خود بود. بهرغم اینکه انگلیس در مقاطعی رسما به تعلق همه جزایر ایرانی به ایران اذعان کرده بود، در مقاطعی دیگر و متناسب با نیازهای لجستیکی و عملیاتی نیروی دریایی انگلیس در منطقه کوشید تا ادعای تعلق جزایر ایرانی در خلیج فارس از بحرین گرفته تا قشم و هنگام و… به شیوخ عرب تحتالحمایه را مطرح کند. در مواردی که ادعای تعلق جزیرهای به یک شیخ عرب کاملا مضحک بود، انگلیس از راههای جایگزین مانند اشغال، درخواست اجاره یا خرید جزایر اقدام میکرد. به عنوان مثال، لرد کرزن، نایبالسلطنه هند، طی تلگرامی مورخ ۲ مه۱۹۰۱ خطاب به لرد جرج هامیلتون، وزیر مشاور انگلیس در امور هند اظهار تاسف میکند که مقامات انگلیسی نتوانستهاند «هیچ شیخ محلی را در جزایر [هرمز، هنگام و قشم]برای گشودن باب مراوده با او بیابند.» وی اضافه میکند که «بعد از اینکه سرگرد هانت با شیخ حسن، کلانتر قشم، تماس برقرار کرد، شنیدیم که رییس گمرکات جنوب ایران او را برکنار و از جزیره اخراج کرده است.»
ادعای انگلیس مبنی بر تعلق سه جزیره ابوموسی و تنب کوچک و بزرگ به شیوخ عرب سواحل جنوبی در حالی در ۱۹۰۳ مطرح شد که مقامات آن کشور تا پیش از آن در مکاتبات رسمی در دوایر داخلی خود و نیز مکاتبات با دولت ایران مستمرا حاکمیت ایران بر این جزایر را مورد شناسایی قرار میدادند. مطابق یک گزارش رسمی وزارت خارجه انگلیس، «نمایندگان مقیم انگلیس در خلیج فارس با توجه به رابطه نزدیک بین جزایر تنب و بندر لنگه [در ساحل ایران]همواره بر آن بودهاند که این جزایر متعلق به ایران بوده و در دوره منتهی به سال ۱۸۷۹ گزارشهای متعددی در این مورد در بایگانی نمایندگی مقیم انگلیس در بوشهر وجود دارد.»
