
به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، اندیشمندان علوم انسانی و بهطور ویژه علم سیاست (به غیر از نظریهپردازان آنارشیسم و دولتستیزی افراطی)، بر این اعتقادند در شرایطی که عدهای تلاش میکنند «بیسامانی» و «خلاء قانون» را بر جامعهای حکمفرما کنند، (همان وضعیت آشوبهای سیاسی و اجتماعی)؛ «اوباش» و «لمپن»ها هستند که میدان را به تسخیر در میآورند و کسانی در خیابان، حرف خود را به کرسی مینشانند که تیغه چاقوی بلندتر و قلبی قسیتر برای کشتن و سوزاندن داشته باشند.
اینموضوع از منظر تحلیل رسانهای، سیاسی و امنیتی حائز اهمیت است. نقش افراد و گروههای شرور و بدنام در ناآرامیهای سیاسی معمولاً نه در آغاز، بلکه در روند و سمت و سوی ناآرامیها نمود پیدا میکند. اینافراد و نهادها (که میتوانند شامل سازمانهای تروریستی، گروههای جرم سازمانیافته، یا حتی عوامل خارجی با انگیزههای مخرب باشند) از بستر نارضایتیهای مشروع و عمومی برای تحقق اهداف خاص خود بهرهبرداری میکنند.
بد نیست نگاهی منطقی از حوره رسانه به ایننقشآفرینیها و نتایجشان داشته باشیم:
۱. بهرهبرداری و کانالیزه کردن نارضایتیها
بازیگران اصلی معادله مورد اشاره، اغلب با نفوذ در تجمعات و اعتراضات مردم: سلب اعتماد مردم به رسانههای رسمی، نهادهای دولتی و حتی معترضان صلحجو.
۵. مدیریت در سایه و سازماندهی
این افراد یا سازمانها ممکن است نقش مستقیم در رهبری عمومی نداشته باشند، اما در پشت صحنه به سازماندهی و جهتدهی سلولهای عملیاتی کوچک و زیرزمینی میپردازند. این «رهبری سایه» به جنبشهای آشفته و بدون ساختار، یک ستاد فرماندهی حرفهای و کارآمد تزریق میکند که برای مقابله با نیروهای دولتی آموزش دیده و سازمان یافته است.
در مجموع، نقش افراد شرور در ناآرامیهای سیاسی، تزریق عناصر تخریب، خشونت و حرفهایگری به حرکتی است که ممکن است در ابتدا ریشههایی کاملاً مدنی و اصلاحطلبانه داشته باشد، و در نهایت منجر به بیثباتی پایدار و به خطر افتادن امنیت ملی میشود.
